مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٨
چيز اضافى كه آنان قادر به تهيه آن نباشند برخوردار نباشند تا فقرا با ديدن رهبران در آنچه هستند از خدا راضى باشند و ثروتمندان با ديدن آن، شكر و تواضعشان بيشتر شود» (نصرآبادى، ١٣٧٩، ص ١٩٧). چنين مسئلهاى باعث بالا رفتن رفاه و توزيع عادلانه امكانات اقتصادى اجتماعى مىشود؛ زيرا رهبر هميشه به فكر افزايش حداقل سطح زندگى و درآمد مردم بوده و حداقل اثر آن آثار مثبت روحى و روانى حمايت از ضعفا در جامعه توسط رهبران مىباشد.
در نهجالبلاغه موارد متعددى وجوددارد كه تأكيد بر اين برابرى در برابر قانون و حقوق سياسى اجتماعى است. از جمله حضرت در خطبه ١٨٥ مىفرمايد: «همه موجودات سنگين و سبك، بزرگ و كوچك، نيرومند و ضعيف در اصول حيات و هستى يكسانند» (نهجالبلاغه، ١٣٧٩، ص ٣٦١). به مالكاشتر در خطبه ٥٣ مىفرمايد:
«مهربانى با مردم را پوشش دل خويش قرارده و با همه دوست و مهربان باش ...؛ زيرا مردم دو دستهاند: دستهاى برادر دينى تو و دسته ديگر، همانند تو در آفرينش مىباشند» (همان، ص ٥٦٧). اين توصيه تأكيد بر نفى نژادپرستى و آپارتايد و تأييد برابرى مردم (كسموپوليتنيسم) دارد. باز در نامه ٥٣ به مالكاشتر مىفرمايد: «دوست داشتنىترين چيزها در نزد تو، در حق ميانهترين و در عدل فراگيرترين و جلب خشنودى مردم گستردهترين باشد» (همان، ص ٥٦٩). در برقرارى عدالت و برابرى اقتصادى در خطبه ١٢٦ مىفرمايد: «آيا به من دستوردهيد براى پيروزى خود از جور و ستم درباره امت اسلامى كه بر آنها ولايت دارم، استفاده كنم ... هرگز چنين كارى نخواهم كرد، اگر اين اموال از خودم بود به گونهمساوى در ميان مردم تقسيم مىكردم تا چه رسد كه جزء اموال خداست» (همان، ص ٢٣٩). در همين زمينه در خطبه ٢٢٤ نهجالبلاغه حضرت داستان «عدم اعطاى سهم بيشتر از بيتالمال به برادرش عقيل را جهت اجراى عدالت و برابرى در توزيع بيتالمال مطرح مىنمايد» (همان، ص ٤٦١) يا در خطبه ١٥ مىفرمايد: «به خدا سوگند بيتالمال تاراج شده (در زمان عثمان) را هر كجا بيابيم به صاحبان اصلى آن باز مىگردانم ...؛ زيرا در عدالت گشايش براى عموم مردم است ...» (همان، ص ٥٩). حضرت على (ع) بعد از اينكه به حكومت مىرسند براى برقرارى برابرى و مساوات اقتصادى- اجتماعى اقدام به برخورد با موارد ذيل