مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٩١
اهميت است، ايشان مستدلًا بيان كردهاند كه اگر مردم وضع اقتصادى رهبران خويش را همانند ضعفا و محرومان نيابند و احساس كنند كه آنان در رفاهند و نام رهبران را نيز بر خود نهادهاند، تحمل اين اوضاع بر آنان دشوار خواهد بود و ممكن است شورش و طغيان نمايند. اين اظهار همدردى با طبقات محروم نشان از يكرنگى و همراهى رهبران با مردم ضعيف دارد و حاكى از مردمسالارى حقيقى در يك نظام سياسى است. عدم دلبستگى امام على (ع) به متاع دنيا و اقتدار سياسى و توجه به كارويژههاى مهّم حكومت اسلامى امرى است كهتواند مورد توجه كشورهاى اسلامى قرار گيرد. روزى مستمندى به على (ع) وارد شد و تقاضاى كمك كرد حضرت به مأمور خزانه فرمود: يك هزاردينار به او بدهيد خزانه دار پرسيد: من ذهب او فضه؟ يك هزار دينار طلا يا نقره؟ حضرت فرمودند: كلا هما عندى حجران. فاعط الاعرابى انفعهما له. هر دوى آنها نزد من سنگى بيش نيست هركدام به حال اين حاجتمند سودمندتراست به او بدهيد (مجلسى، ١٣٦٨، ج ٤١، ص ٣٢). گرچه سخن در اين زمينه و ذكر موارد تاريخى در اين باره بىشمار است، امّا به دليل رعايت اختصار به همين مقدار اكتفا مىشود.
نتيجهگيرى و جمعبندى
از آنچه گذشت نتيجه گرفته مىشود كه مردمسالارى از شعار تا واقعيت بسيار متفاوت است و حقيقت آن است كه جز در حكومت صالحان يافت نمىشود و عالىترين شكل و نماد چنين حكومتى در صدر اسلام پس از مدينةالنبى، حكومت علوى بوده است كه در مدت كوتاه خلافت و علىرغم درگيريهاى ناخواسته و تحميلى نظامى در حوزه اسلامى كه امكان كار بيشتر را از حضرت در زمينه حاكميت نظام دينى مردمسالار گرفت و نهايتاً نيز با شهادت ايشان اين تجربه ناتمام ماند، توانسته است چشم تاريخ و دوست و دشمن را به خود جلب كند. حرمت نهادن به مردم، پاس حقوق آنان را داشتن، دل به حال آنان سوختن و همراهى با اضعف مردم و ايجاد فضاى باز انتقاد و سؤال و استيضاح و مشورتخواهى و دهها مقوله ديگر كه از علائم نظام و حكومت مردمسالار است، همه در حكومت كوتاه علوى گرد آمده