مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٤٣
فصل سوم: ضرورت و اهداف حكومت مردمسالار از ديدگاه نهجالبلاغه
احتياج جامعه بشرى به حكومت نياز ضرورى و آشكار است؛ زيرا انسان موجودى مدنى بالطبع (ر. ك به: ابن خلدون، ١٤١٠، ص ١٩٢ و ارسطو، ص ٩٦) است كه ادامه حيات او در سايه تعاملات اجتماعى ممكن است. «درك اين ضرورت نزد عقل نه از آن رو است كه خرد «حكومت» را مطلوب لنفسه مىشناسد و مانند عدالت حسن ذاتى در آن مىبيند، بلكه برخاسته از نيازى است كه بىاعتنايى بدان زندگى اجتماعى را با خلل جدى مواجه مىسازد». (دانشنامه امام على (ع)، ١٣٨٠، ص ٤٥)
امام على (ع) در نهجالبلاغه در تبيين فلسفه حكومت مردمسالارى دينى در برابر خوارج در حالى كه در سال ٣٨ هجرى در مسجد كوفه شعار «لا حكم الاللَّه» را سر مىدادند، به بعضى از ضرورتهاى وجود حكومت اشاره كرده و بيان داشتهاند: «كلمه حق يراد بها الباطل، انه لابد للناس من امير بر او فاجر يعمل فى إمرته المؤمن و يستمتع فيها الكافر ... يقاتل به العدو تأمن به السبل و يؤخذ به للضعيف من القوى حتى يستريح بر و يستراح من فاجر»؛ سخن حقى است. كه از آن اراده باطل شد! آرى درست است، فرمانى جز فرمان خدا نيست، ولى اينها مىگويند، زمامدارى جز براى خدا نيست، در حالى كه مردم به زمامدارى نيك يا بد نيازمندند، تا:
١- مؤمنان در سايه حكومت به كار خود مشغول شوند؛
٢- كافران هم بهرهمند شوند؛
٣- مردم در استقرار حكومت، زندگى كنند (امنيت داشته باشند)؛
٤- به وسيله حكومت، بيتالمال جمعآورى شود؛
٥- (در سايه حكومت) با دشمنان مبارزه شود؛
٦- جادهها امن و امان باشد؛
٧- حق ضعيفان از نيرومندان گرفته شود؛
٨- نيكوكاران در رفاه و از دست بدكاران در امان باشند.
در اين بيان علوى احقاق حقوق مظلومان، تأمين امنيت، مبارزه با متجاوزان و مديريت امور مالى، منشأهاى ضرورت حكومت خوانده شده است.