مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٣٩
چنان باشد كه خوش بينى به مردم را برايت فراهم آورد؛ زيرا حسنظن رنجى طولانى را از تو زدايد». (همان)
و در همين نامه فرماندارش را به مدارا و خطاپوشى و گذشت نسبت به مردم فرا مىخواند و يادآور مىشود كه: «از ايشان- مردم- لغزشها و اشكالاتى سر مىزند و خواسته و ناخواسته خطايى بر دستشان مىرود. پس آنان را مشمول عفو و بخشش و گذشت خود ساز همان گونه كه دوست دارى خدواند تو را از عفو بخشش خويش بهرهمند كند». (همان)
على (ع) به جاريه ابن قدامه- هنگامى كه با سپاه خويش براى جلوگيرى از آشوب و تاراج يكى از فرماندهان خونخوار معاويه به نام به سر ابن رطاه روانه بصره و حجاز بود- سفارش مىكند كه «مبادا مسلمان يا معاهدى (غير مسلمان تحت حمايت حكومت اسلامى) را خوار بشمارى و مبادا كه مال كسى يا فرزند كسى يا ستور كسى را به زور بستانى، هر چند برهنه پاى يا پياده باشى». (ر. ك. به: صرّامى، ١٣٧٩، ص ٢٤٤)
و نيز در بخش ديگرى از عهدنامه مالكاشتر، حضرت كارگزار خويش را به عيب پوشى و عدم افشاء اسرار مردم توجه داده و مىفرمايد: «گره هر كينه را از مردم بگشا و رشته هر دشمنى را پاره كن و خود را از آنچه كه برايت واضح نيست ناآگاه گير و هرگز در تصديق بدگوى و سخن چين شتاب مكن؛ زيرا كه سعايتكننده، خيانتكار است هر چند خود را چون خيرخواهان نشان دهد».
اميرالمؤمنين (ع) در همين نامه اعلام رضايت مردم و ستايش آنان در مورد مسئولين را كه خدا بر زبان بندگانش جارى مىكند ملاك شناسايى نيكان و شايستگان دانسته و مىفرمايد: «و همانا شايستگان و درستكاران بواسطه تحسين و ثنايى كه خداوند درباره آنها بر زبان بندگانش جارى مىسازد شناسايى مىشوند». (همان)