مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٩٣
(ع) بر اين سفارش پايبند بود. اين وصيت حاكى از نگاه پيامبر (ص) و امام على (ع) به امر حكومت و زمامدارى است كه جز با ميل و رغبت مردم و خواست و اقبال آنان به درستى بنيان گذارده نمىشود و از مسير خود منحرف خواهد شد.
در مكتوبى كه سرگذشت خود را پس از رحلت پيامبر (ص) مىنگارد، چنين آورده است: «رسول خدا مرا متعهد پيمانى كرده و فرموده است: پسر ابى طالب ولايت امّتم حق توست اگر به درستى و عافيت تو را ولّى خود كردند، و با رضايت درباره تو به وحدت نظر رسيدند، امرشان را به عهدهگير و بپذير؛ اما اگر درباره تو به اختلاف افتادند، آنان را به خواست خود واگذار؛ زيرا خدا راه گشايشى به روى تو باز خواهد كرد». (طبرى امامى، ١٤١٥، ص ٤١٧)
در فرازى ديگر مىفرمايد: «رسول خدا به من فرمود: اگر مردمان بر تو گرد آمدند، آنچه به تو فرمان دادهام به جا آور و امرشان را به عهدهگير، و گر نه خود را به كنارى فرود آر و آنان را واگذار. پس چون مردمان از گردم پراكنده شدند، به ناچار دست فرو هشتم و خار در چشم، ديده فرو بستم و خود را به كنارى كشيدم».
(ابن ابىالحديد، ج ٢٠، ص ٣٣٦)
اميرالمؤمنين (ع) در همان زمان كه مردمان آمادگى خود را براى بيعت با آن حضرت و تشكيل حكومت وى اعلام كردند، در مسجد مدينه همگان را مخاطب قرار داد و اين حقيقت را كه سرنوشت اجتماعى و سياسى مردم بايد به دست خود آنان باشد، بدانان گوشزد كرد: «اى مردم، اين امر (حكومت) امر شماست. هيچ كس جز آنكه شما او را امير خود گردانيديد، حق حكومت بر شما را ندارد. ما ديروز هنگامى از هم جدا شديم كه من پذيرش ولايت را ناخوشايند داشتم ولى شما اين را نپذيرفتيد و جز به اينكه من تشكيل حكومت دهم رضايت نداديد، آگاه باشيد كه من كسى جز كليددار شما نيستم و نمىتوانم حتى يك درهم به ناروا از بيتالمال برگيرم». (الكامل فىالتاريخ، ج ٣، صص ١٩٤- ١٩٣)
آنچه از اين فرازها نتيجه مىشود اين است كه نقش مردم در تأسيس حكومت در عرصههاى گوناگون در سيره امام على (ع)، نقشى اساسى و محورى است و اين نشان از حضور جدى مردم در حكومت حكيمانه دارد.