مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٩٠
آب مخلوط كرده و در كاسهاى مىجوشاند. عبداللَّه عرض كرد يا اميرالمومنين اين چه غذايى است كه شما مىخوريد؟ شما خليفه مسلمين هستيد و تمام بيتالمال در دست شماست و شما مجازيد كه به اندازه سدّ جوع از اغذيه بخوريد. على (ع) در جواب فرمود: براى والى مسلمين پيش از اين جايز نيست. (كمپانى، ١٣٦٦، ص ٢٧)
همو از سويدبن غفله روايت كرده است كه بر على (ع) وارد شدم و ديدم در خانه او جز تكه حصيرى، زيرانداز ديگرى نيست. گفتم: يا اميرالمؤمنين تو حاكم بر مسلمانان و بيتالمال هستى، گروههاى مهمان بر تو مىآيد و تو غير از اين حصير ندارى؟ فرمود: اى سويد آدم عاقل در خانه انتقالى اثاثيه گرد نمىآورد. خانه هميشگى ما پيش روى ماست و ما زندگى و اثاث خود بدانجا منتقل كردهايم و به زودى بدانجا خواهيم رفت. (تذكره الخواص، ص ١١٠)
راوى گويد: شب هنگام در نزد معاويه بودم شام بسيار چرب و شيرينى داشت، گفتم اين چيست؟ معاويه گفت: از مغز گندم و مغز سر حيوانات و روغن بادام است.
گفتم شبى در دارالاماره خدمت على (ع) بودم افطار من يك دانه نان و كمى شير و غذاى على (ع) يك نان خشك بود كه در آب مىزد و تناول مىكرد و آرد آن نانها از گندم زمينى بود كه خود كاشته بود به خادمه گفتم على (ع) پير شده از غذاى او مواظبت كنيد خادمه گريست و گفت: ايشان راضى نمىشود كه مقدارى روغن زيتون به اين نانها بمالم و حضرت به من گفت رئيس مسلمانها بايد از نظر غذا و مسكن و لباس از همه پايينتر باشد تا روز قيامت بازخواست او كمتر باشد. (مظاهرى، زندگى چهارده معصوم، ص ٥٩)
در تاريخ است كه حضرت على (ع) روزى عاصم بن زياد را با لباس خشن ديد كه ترك دنيا كرده فرمود: چرا به خود و زن و فرزندت رحم نمىكنى مگر خداوند طيبات را حلال نكرده است. گفت: مگر خود شما لباس خشن نمىپوشيد؟ نان جوين نمىخوريد؟ فرمود: واى بر تو، من با تو فرق دارم خداوند بر رهبران عادل واجب كرده است كه زندگى را همانند ضعيفترين مردم عصر خويش قرار دهند تا فقرا به خاطر فقرشان طغيان نكنند (نهجالبلاغه عبده، ج ١، ص ٤٤٨ و نيز: نهجالبلاغه سيدرضى، خطبه ٢٠٧). اين سخن حضرت از ابعاد جامعه شناختى و آسيب شناسى اجتماعى بسيار حائز