مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٨٥
به واقع چنين مىتوان گفت كه جامعه بىعدالت، جامعه فاقد حيات و زندگى معنوى است وحكومتى كه عدالت هدف آن نباشد و در راه برقرارى عدالت گام ننهد در مسير هلاكت و گمراهى است، اصلاح دين و دنياى مردم به عدالت است.
العدل حياه (خوانسارى، ١٣٦٠، ج ١، ص ٦٤)؛ عدالت زندگى است.
العدل حياه الاحكام (همان، ص ١٠٤)؛ عدالت حيات احكام (دين) است.
العدل نظام الامره (همان، ص ١٩٨)؛ عدالت نظامبخش حكومت است.
اين گونه است كه امام على (ع)، هدف اساسى حكومت و والاترين ارزش در جامعه را برپايى عدالت مىدانست. امام (ع) عدالت اجتماعى و اقتصادى را برتر از هر خدمتى به مردم مىداند؛ چرا كه در سيره ايشان؛ «عدالت، كارها را در جاى خود قرار مىدهد و بخشش، آنها را از مسيرشان خارج مىسازد. عدالت تدبيركنندهاى است به سود همگان و بخشش به سود خاصان؛ بنابراين عدالت شريفتر و برتر است». (نهجالبلاغه، حكمت ٤٣٧)
٢- حكومت و امنيت
از مسائل عمده بشرى امنيت است و همواره تمام تلاشها براين استوار بوده كه آرامش و امنيت فردى، اجتماعى، سياسى، فكرى، معنوى، فرهنگى، اقتصادى، شغلى، قضايى و مرزى فراهم شود. تا جائيكه حضرت ابراهيم (ع) پس از بناى خانه كعبه، درخواست امنيت براى آن مىكند: «رب اجعل هذا بلداً آمنا»؛ پروردگارا اين را محل امن و آسايش قرار بده.
اهميت امنيت و آسايش بدين خاطر است كه در بستر آن رشد و شكوفايى جوامع و انسانها امكانپذير مىگردد و جامعه انسانى رو به تعالى مىگذارد. بدين خاطر در نگاه امام على (ع) از همان آغاز، فراهم آوردن امنيت در وجوه مختلف آن از ااهداف مهم حكومت بوده است. حتى سكوت و صبر امام (ع) در حوادث پس از رحلت پيامبر (ص) تا زمان زمامدارى، براى حفظ امنيت و آرامش در درون حكومت تازه تأسيس اسلامى بوده است: «خدايا تو مىدانى كه جنگ و درگيرى ما براى به دست آوردن قدرت و حكومت و ثروت نبود، بلكه مىخواستيم نشانههاى