مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٥٨
و با توجه به الزامى بودن اوصاف هم سياق بامسئله مشورت مثل لزوم اجتناب از گناهان كبيره، وجوب اقامه نماز ظهور مشورت نيز در وجوب است نه استحباب.
نكته ديگر آنكه ضمير «هم» به جامعه اسلامى بازمىگرد و اگر قرار است همه امت اسلامى در امر واحد مورد مشورت قرار گيرند همه مردم مشورت كننده و هم مشورت شونده محسوب مىشوند و در نتيجه راهى جز پذيرش رأى اكثريت آنان وجود ندارد؛ چرا كه پس از مشاوره اخذ به نظرى كه غير اكثريت امت آن را برگزيدهاند ترجيح مرجوح است و قبيح.
آرى اين امكان وجود دارد كه معارض براى دلالت آيه شريفه در نظر گرفته شود. مهمترين معارض مىتواند دلايل مربوط به ولايت فقيه باشد، اما در جاى خود ثابت است كه در غالب موارد ولايت فقيه منافاتى با پذيرش نقش شورا در انتخاب حاكم ندارد. مهمترين شاهد آن ديدگاه عالمان شيعى پيش گفته است كه در عين پايبندى به نظريه ولايت فقيه ديدگاههاى مردمسالارانه نيز دارند. با توجه به اينكه اين بحث مجال بيشترى مىطلبد از طرح آن فعلًا صرف نظر مىكنيم.
٢- آيات مربوط به خلافت انسان و وراثت زمين براى صالحان
آياتى در قرآن داريم كه در آن لفظ خليفه يا خلائف و خلفاء به كار برده شده است، اما درباره مفهوم خلافت مورد نظر در آيات اختلاف نظر است. آيا مراد جانشينى خداوند در زمين است يا جانشينى نسبت به كسانى كه قبلًا بودند و هم اكنون جاى خود را به ما دادهاند. به آيات نقل شده در اين زمينه توجه مىكنيم:
«و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت: من در زمين جانشينى خواهم گماشت؛ [فرشتگان] گفتند: آيا در آن كسى را مىگمارى كه در آن فساد انگيزد، و خونها بريزد؟ و حال آنكه ما با ستايش تو، [تو را] تنزيه مىكنيم و به تقديست مىپردازيم.
من چيزى مىدانم كه شما نمىدانيد. (بقره/ ٣٠)
«اى داوود، ما تو را در زمين خليفه [و جانشين] گردانيديم؛ پس ميان مردم به حقّ داورى كن». (ص، ٢٦)
«اوست آن كس كه شما را در اين سرزمين جانشين گردانيد». (فاطر، ٣٩)