مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٦٣
قدم نهاد به حق ملحق و بهرهمند شد و هر كه زير بار نرفت، گمراه و پشيمان شد».
با توجه به اين شايستگيها امام خود را براى اداره جامعه اصلح مىدانسته است و اين صالح بودن را نيز بارها به زبان آورده فرمود: «به خدا سوگند پس از رحلت رسول اكرم (ص) تا امروز پيوسته حق مرا از من بازداشتهاند و ديگرى را بر من مقدم داشتهاند». (همان، خطبه ٦)
و علىرغم اينكه سه خليفه اول از وى شايستهتر و برتر نبودند امام با آنها بيعت كرد و درباره بيعت خود با ابوبكر فرمود: «و دست خود را (از بيعت) باز كشيدم تا آنكه ديدم گروهى در دين خود نماندند و از اسلام روى برگرداندند و مردم را به نابود ساختن دين محمد (ص) خواندند. پس ترسيدم كه اگر اسلام و مسلمانان را يارى نكنم رخنهاى در آن بينم و با ويرانى كه مصيبت آن بر من سختتر از محروم ماندن از خلافت است و از دست رفتن حكومت شما روبهرو شوم». (همان، نامه ٦٣)
امام (ع) نه تنها با ابوبكر و عمر و عثمان بيعت كرد، بلكه هنگامى كه از او مشورت مىخواستند آنان را راهنمايى مىكرد و از حمايت آنان خوددارى نمىورزيد. در دوران حكومت سه خليفه اول اگر چه على (ع) به طور عملى وارد ميدان نبرد نشد، اما همواره در مرحله نظر و انديشه به عنوان يك نظريه پرداز نظامى، سپاه اسلام، خليفه و مجموع مسلمانان را يارى داد. چنان كه در خصوص فتح شام و خارج كردن آن از دست روميان در عهد ابوبكر آوردهاند كه خليفه با افراد مختلفى مشورت مىكرد ولى رأى و نظر آنان را نپذيرفت و در مشورت با على (ع) حضرت فرمود: چه خود خليفه وارد نبرد شود. چه لشكرى را از سوى خود به شام بفرستد در هر دو حال پيروزى از آن مسلمانان خواهد بود و خبر اين پيروزى را از پيامبر نقل كرد كه غلبه دين اسلام را بر همه اديان داده بود. على (ع) خليفه را به ثبات و استقامت در اين امر سفارش كرد و ابوبكر نيز از اين خبر خوشحال شد و رأى و نظر على (ع) را پذيرفت، سرانجام نيز سپاه اسلام به پيروزى رسيد.[١]
[١] - در جنگ با اهل رده كه ابوبكر مىخواست على( ع) را به عنوان يكى از فرماندهان سپاه در جنگ اشعث بن قيس منصوب كند اطرافيان به ويژه عمر نگذاشتند و گفتند بهتر است در مدينه بماند و از نظرات وى استفاده شود.( به نقل از: معينىنيا، ١٣٧٩، ص ١٥٣).