مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٧٤
ب) ديدگاه خلافت- دولت
اين ديدگاه به نظريه اهل سنت نسبت به حكومت مىپردازد و به مبانى شورا و بيعت در ايجاد مشروعيت سياسى حكومت در اسلام تأكيد مىكند. به دليل رعايت حوزه بحث، از توضيح آن خوددارى مىشود.
گذشته از اين مباحث تئوريك، مقصود بيان جايگاه مردم در تشكيل حكومت دينى و نظام سياسى بر اساس بينش و منش حكومتى امام على (ع) بود. در اين زمينه با نگاهى به عملكرد (سيره على) و بيانات ارزشمند امير سخن على بن ابيطالب (عدر نهجالبلاغه، چنين استفاده مىشود كه از ديد آن حضرت، مردم مسلمان در ارتباط با حكومت دينى، پنج مسئوليت خطير و مهّم برعهده دارند كه ذيلًا به آنها اشاره مىشود.
١- تأسيس و برپايى حكومت دينى منوط به پذيرش مردم نسبت به قانون و حاكم اسلامى است.
صرف نظر از تمايز مشروعيت و مقبوليت و داورى در زمينه آن فىالجمله اين حق براى مردم وجود دارد كه حاكمان اسلامى را خود انتخاب نمايند و پس از انتخاب از آنان آگاهانه حمايت و تبعيت كنند. حضرت امير (ع) در جاى جاى نهجالبلاغه و كتب ديگر به اين موضوع پرداختهاند به چند مورد اشاره مىشود:
«بر مسلمانان به حكم الهى و اسلامى واجب است كه پس از كشته شدن يا مردن رهبرشان (اعم از اينكه رهبر گمراه باشد يا اهل هدايت، تحت ستم يا ستمگر، خونش حلال باشد يا حرام) قبل از هر كار اقدام به انتخاب رهبر براى خويش كنند كه پاكدامن، عالم، پرهيزكار و آشنا به احكام قضايى و سنت نبوى باشد و سبب وحدت آنان و حكومت (استقرار نظم) در جامعه شود و داد مظلوم از ظالم بستاند». (مجلسى، ١٣٦٨، ج ٣٣، ص ١٤٤)
«اى مردمكسى كه در امر حكومت حقى ندارد مگر آنكس كه شما مأمور نماييد ديروز بر سر مسئلهاى از هم جدا شديم و اينك اگر دوست داريد و بخواهيد به امر حكومت شما مىپردازم و در غير اين صورت از كسى هم گلهمند نيستم». (طبرى، ١٨٧٩، ج ٣، ص ٤٥٦)