مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٨٨
زيبايى تبيين شده است.
از راهكارهاى مهم گسترش مردمسالارى دينى در قالب مشاركت سياسى، مشورت كردن و نظر خواستن از افراد است. از ديد امام على (ع) يكى از اركان مهم حكومت و اداره جامعه، مشورت است. مشورت از نظر اميرالمؤمنين، تضارب آرا، افكار و انديشههاى موافق و مخالف است تا از ميان آنها صحيحترين و كاملترين استخراج شود. (الامدى التميمى، ١٤٠٧ ق، ج ١، ص ١٥٢)
امام على (ع) همچون پيامبر اسلام (ص) با وجود برخوردارى از مقام عصمت و اينكه از نظر علم و دانش، عقل و خردمندى و تدبير و سياستمدارى در مرتبهاى قرار داشت كه او را از آرا و نظريات ديگران بىنياز مىساخت، اما پيوسته در به نمايش درآوردن مردمسالارى دينى، مشورت مىكرد و به كارگزاران خود مىآموخت كه چنين كنند. (براى نمونه ر. ك. به: نهجالبلاغه، ص ٣٢٣، نامه ٥٠)
اميرالمؤمنين (ع) اصرار داشت كه مردمش از مشورت خوددارى نكنند. چنان كه فرمود: «فلاتكفو عن مقالة بحق او مشورة بعدل (همان، ص ٢٥٠، خطبه ٢١٧)؛ پس، از گفتن حق، يا رأى زدن در عدالت باز مايستيد».
اين همه تأكيد به خاطر نگاهى است كه آن حضرت به امر مشورت در نظام مردمسالارى دينى داشت و جايگاهى كه براى آن در اداره امور قائل بود. طه حسين مىگويد: «على (ع) امور مردم را علناً اداره مىكرد و در هر امر بزرگ و مهمى با آنان مشورت مىنمود و اگر آنها در امرى مخالفت مىكردند، رأى آنها را مىپذيرفت و بدان عمل مىكرد و همين امر سبب مىشد كه آنان گستاختر شوند». (١٣٥٤، ص ١٨٧)
از ديدگاه اميرالمؤمنين وجود مشاورين نه براى تحكيم پايههاى قدرت و ادامه بهتر تسلط و حاكميت است، بلكه فلسفه وجودى مشورت و لزوم وجود مشاورين آگاه در كنار نخبگان سياسى به علت يافتن راههاى صحيح و بهتر براى اداره جامعه و پرهيز از اشتباهات و هدر رفتن نيروها در سياستگذارى و اجراى آن است. اگر چه ممكن است اينگونه مشورت خوشايند نخبگان نبوده يا سخن حقى با منافع آنان تعارض داشته و برايشان تلخ باشد. امام على (ع) به مالكاشتر مىفرمايد: «آن كس را بر ديگران بگزين كه سخن تلخ حق را به تو بيشتر گويد». (نهجالبلاغه، ص ٣٢٨، نامه ٥٣)