مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٥٢
١٦- آيتاللَّه محمد امامى كاشانى: ايشان نيز در موضوع پيش گفته به نقش مشروعيت بخش بيعت در فعليت ولايت ولى امر اشاره كردهاند، از اين رو، توقيت رهبرى را منافى با مبانى ولايت فقيه نمىدانند. (همان، ج ٣، ص ١٢٥٠)
١٧- آيتاللَّه محمدهادى معرفت: ايشان نيز تعيين مصداق ولى امر را از فقيهان واجد شرايط وابسته به نظر مردم مىداند. ايشان تشكيل شورا را لازم و تبعيت از اكثريت آراى آن را ضرورى مىدانند و با تعبير «انتصاب بالتوصيف» و «انتخاب بالتعيين» از نظريه خود در زمينه نحوه تعيين حاكم اسلامى ياد مىكنند.
١٨- آيتاللَّه سيدمحمود هاشمى: ايشان در مقالهاى كه در مجموعه حكومت در اسلام چاپ شده آوردهاند: گزينش فقيه اعلم و اصلح و رجوع به او در مسئله تقليد و ولايت [بيانگر آن است كه] در حقيقت اين گزينش در اختيار امت است، ضمن اينكه شرايط مقرره در تقليد و صلاحيت رجوع به مرجع در جاى خود محفوظ است.
معناى اين امر اين است كه تشخيص رهبر و مرجع همانا از مسئوليت امت و اختيارات اوست و او داراى نقش اساسى و اصولى در آن و هر آنچه به عنوان نتايج قانونى و شرعى از آن نشئت گرفته مىباشد. (معرفت، بىتا، ص ٩١)
١٩- آيتاللَّه سيدعلى خامنهاى: ايشان نيز در موارد متعددى به نقشاساسى مردم در مشروعيت دولت اسلامى اشاره داشتهاند. از جمله در كنفرانسهاى سوم و چهارم انديشه اسلامى به صراحت قبول مردم را پايهاى از مشروعيت ولايت حاكم اسلامى دانستهاند (١٣٦٧، ص ١٢٣). البته در اظهارنظرهاى دوره رهبرى نيز بعضاً ديدگاه قبل از موردتأييد قرار دادهاند: بعضى رأى مردم را پايهمشروعيت مىدانند، لااقل پايهاعمال مشروعيت است. (روزنامه جمهورىاسلامى، ١٦/ ٣/ ٧٨، به نقل از: قدردان قراملكى، بىتا، ص ٣٨٤)
دلايل قرآنى مردمسالارى دينى
نظريات انديشوران شيعى معاصر را مرور كرديم. اين نظريات ضرورتاً يكسان نيست و تفاوتهايى را در بر دارد، اما جامع همه اين ديدگاهها[١] آن است كه مردم
[١] - آيتاللَّه نائينى فقط در عرصه تصميمسازيهاى مبتنى بر شورا ابراز نظر موافق داشتهاند ..