مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٨١
سهلتر از پاسخگويى در مقابل خداوند است و كسى كه آماده پاسخگويى در مقابل خداست در مقام پاسخگويى به مردم آمادهتر است. حضرت امير وقتى گمان كرد كه يكى از عاملان حكومتى اش در بيتالمال خيانت كرده است به او چنين نوشت:
«حساب خود را براى من باز پس بده و بدان كه حساب خدا بزرگتر از حساب مردمان است» (همان، ص ٣١٣، نامه ٤٠). امام تنها بر اعتماد به عاملان خويش و اينكه اينان در مقابل خدا پاسخگو هستند وان شاءاللَّه مرتكب خلاف نخواهند شد اكتفا نمىكند، بلكه حسابرسى از عاملان حكومت خود را در كنار حسابرسى خداوند امرى لازم و از جمله اسباب و لوازم حكومت دارى صحيح مىداند.
وجود فضاى باز سؤال و استيضاح در جامعه سياسى و يك نظام مردمسالار دينى راه را بر هرگونه ستايشهاى افراطى متللقانه كه آفت يك حكومت مردمى و اسلامى است سد مىكند. بينش و منش حكومتى امام على (ع) راه وسطى را بين مدح و ستايش چاپلوسانه و مخالفتهاى غير منصفانه با نظام اسلامى نشان مىدهد و مردم را به نقد منصفانه حكومت كه مبتنى بر مشاهده محاسن و معايب با هم است دعوت مىكند. و به شدت حاكم اسلامى را از اينكه بىجهت و افراطى مورد ستايش قرار گيرند نهى مىنمايند و مىگويند: «در ديده مردم پارسا زشتترين خوى واليان آن است كه خواهند مردم آنان را دوستدار بزرگمنشى شمارند و كارهاشان را به حساب كبر و خودخواهى بگذارند و خوش ندارم كه در خاطر شما بگذرد كه من دوستدار ستودنم و خواهان ستايش شنودن. سپاس خدا را كه بر چنين صفت نزادم و اگر ستايش دوست بودم آن را وانهادم» (همان، صص ٢٥٠- ٢٤٩، خطبه ٢١٦).
گرايش فرهنگ عمومى جامعه به تعريف و تمجيد و ستايش حاكمان و تبعيت محض از آنان و تنزيه مطلق عملكرد آنان باعث مىشود ويژگى منتقدانه خود را از دست دهد و عادت رهبران به تكريم و ستايش مانع شنيدن و برتافتن اعتراض و انتقاد خواهد شد.
٥- مخالفت با حكومت در صورت خروج از مدار شرع و احكام دينى وظيفه مردم در برابر حكومت است.
بر پايه مبانى كلامى شيعه كه حكومت از آن خدا ومأذونين از جانب اوست هيچ حكومتى و حاكمى جز در چارچوب قوانين شرع