مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١١٨
اگر چه نهاد قدرت در جامعه ضرورى است و مورد تأييد شرع است؛ امّا پرونده سياسى كه در نامه اعمال تاريخى حكومت و حاكمان بايگانى شده و شريعت نيز اين وضعيت را در آيات متعدد به تصوير كشيده بسيار منفى و نامطلوب است؛ بنابراين بايد ديد چه توصيههايى براى سالم سازى اين نهاد پيشنهاد مىكند؟ شريعت در راستاى اهداف تشريعى خود (هدايت و سعادت اخروى) چه نوع حكومتى را مطلوب مىداند؟
مردمسالارى (نفى استضعاف)
بىترديد قرآن كتاب هدايت است و در هر زمينهاى- براى باز شدن راه سعادت- پيامش را ابلاغ كرده است. راهكار شريعت درباره نهاد سياست، براى اينكه مؤمنان از طريق اين نهاد از سعادت اخروى باز نمانند و آن نهاد و كسانى كه در آن قرار مىگيرند، نتوانند انسان را از جاده حقيقت، ديانت، انسانيت و توحيد باز دارند، تأييد فضايى است كه در آن مؤمنان بتوانند در امور سياسى و اجتماعى خود به صورتى فعال دخالت كنند و استعدادهاى اجتماعى خود را بروز داده، به تدريج طى فرايندى بلند مدت شكوفا سازند.
جامعهاى كه مستضعف و مستكبر توليد مىكند، با منطق قرآن سازگار نيست. هر جا از يك سو كبر و غرور و استبداد وجود داشته باشد و از سوى ديگر لشگرى از ضعيفان كه قدرت تفكّر، تدبر و دخالت در امور مختلف زندگى خصوصى و اجتماعى ندارند، فضايى ايجاد مىشود كه همواره زمينه بهرهكشى مستكبرانه صاحبان قدرت و مكنت در سطوح مختلف جامعه و بهره دهى مستضعفانه فاقدان قدرت و مكنت ادامه يابد. جامعه مورد نظر خداوند آنچنان نيست كه عدهاى به مقام نخبگى برسند و دريايى از جمعيّت در وضعيّت عوام زدگى به سر برند.
اگر حاكمان اجازه مشاركت و دخالت در امور را به مردم ندهند و چنين فضايى به وجود نيايد، در نتيجه آنان به تدريج قدرت تفكر و تعقل و رشد اجتماعى خود را ز دست خواهند داد و در عرصه اجتماعى جزء مستضعفان خواهند شد و در نتيجه چنين حاكمانى مصداق مستكبران اجتماعى خواهند گشت. آياتى در قرآن بيانگر اين