مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١١
آخرين مانع ورود به جامعه مدنى دانست و با استناد و طرح مسئله حضرت نوح (ع) و پسران او يا حكومت داوود، نظريه فيلمر را كه با استناد به حضرت آدم (ع) حق الهى سلطنت را مطرح و آزادى و اختيار انسانها را نفى كردهبود رد كرد. لاك گفت هيچ كس حق سلطه بر ديگرى را ندارد كه آزادى و رشد آن را سلب كند، بلكه حكومت امانت مردم در دست دولت است. پس اگر در آن خيانت كند مردم حق دارند در برابر دولت مقاومت كنند. حق وضع قانون از طرف مردم به دولت داده شده است كه افراد بايد با رضايت از آن اطاعت و تبعيت كنند. قدرت و قانون براى حفظ آزادى انسان است. دولت مجبور نبوده يك عقيده را قبول كند پس اصل تساهل در عقايد افراد است (شريعت، ١٣٧٩، صص ٨- ٧). دموكراسى قرن ٢٠ نتيجه ليبراليسم قرن ١٩ است نه دموكراسى دولت شهرهاى يونان كه بعضى اينگونه تلقى كردهاند.
انواع دموكراسى
هدف از دموكراسى تأمين آزادى فرد و فضيلت مدنى يا برابرى سياسى است كه در اشكال مختلف مشاركت سياسى مستقيم و غيرمستقيم مردم تجلى مىيابد. به طور كلى انواع دموكراسى را مىتوان به چهار دسته تقسيم كرد:
١- دموكراسى مستقيم:
اين نوع دموكراسى مستقيماً در امور قانونگذارى و قضايى مشاركت داشته و امور اجرايى به گروهى كه به صورت قرعه كشى انتخاب مىشوند داده مىشود. اين مدل در دولت شهرهاى يونان اجرا مىگرديد. امروز جنبههايى از آن مثل رفراندوم باقى مانده است. گرچه بعضى مراجعه دائم به آراى عمومى را باعث حاكميت حكومت نادانان مىدانند. (كتابى، ١٣٧٤، ص ١٤٧)
٢- دموكراسى براساس نمايندگى:
در اين نوع، نمايندگان منتخب مردم به امور تقنينى، قضايى و اجرايى مىپردازند و مشاركت غيرمستقيم مردم در امور است.
عيب اين نوع دموكراسى اين است كه نمايندگان پس از انتخاب اصولًا خود را متعهد و پاسخگو به خواستههاى مردم نمىبينند (واربرتون، ١٣٨٠، ص ١٠٧)
٣- دموكراسى نخبهگرايى رقابتى:
مبتنى بر انتخاب نخبگان سياسى كاردان است كه احزاب رقيب آنها را معرفى مىكنند و پس از انتخاب، قوه مجريه و مقننه را در