مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٧٢
آنچه گرد آمده است نه در حد و اندازه عظمت آن شخصيت بىبديل كه در حد بضاعت اندك و با توجه به رعايت اختصار بوده است. قطعاً چنين موضوع مهمى همت والاى همه انديشه ورزان و متعهدان به دين و دولت در جامعه اسلامى را طلب مىكند كه با تدوين و تبيين چهره حقيقى مردمسالارى دينى و با الهام از آن امام همام، در راستاى توسعه سياسى كشور و نظام جمهورى اسلامى تلاش كنند. ودر معرض آگاهى عموم و به ويژه الگوى عمل و رفتار مسئولان سياسى نظام قرار دهند.
رجاء واثق دارم در صورت تحقق اين امر ضمن حل بسيارى از مشكلات جامعه كنونى ما، نمونه و الگوى مناسبى براى جوامع اسلامى و غير اسلامى ارائه شود كه اسلام ناب در پرتو آن به نيازهاى گوناگون مادى و معنوى انسان امروز و آينده پاسخگو خواهد بود.
بخش اول: نقش مردم در شكلگيرى حكومت دينى و نظام سياسى
يكى از مباحث مهم در شكلگيرى نظامهاى سياسى و تأسيس نهادهاى حكومتى مسئله مشروعيت سياسى است. منظور از مشروعيت سياسى به طور خلاصه عامل عقلانى توجيه اعمال قدرت سياسى است، يا به عبارت ديگر، عنصرى است كه قدرت برهنه و عريان را به اقتدار مورد پذيرش مردم تبديل مىكند. در اينجا قصد بحث پيرامون مبناى مشروعيت سياسى در حكومت دينى و تمايز مقبوليت و مشروعيت در نظريه حكومت دينى را نداريم، گرچه به جاى خود بحث قابل توجه و درخور تأملى است، اما به طور مختصر چنين است كه حكومتى مشروعيت دارد كه مردم از روى رضا و رغبت حكومتكنندگان را بپذيرند. از ديدگاه اسلامى به مسئله مشروعيت حكومت از دو زاويه نگاه شده است:
الف) ديدگاه دولت- امامت (ديدگاه تشيع)
اين ديدگاه خود داراى دو مرحله ظهور و غيبت است. در زمان ظهور امام، تشيع امامت را به عنوان يك بحث اعتقادى در امتداد نبوت مىداند و آن را جزء اصول مذهب خود مىشمرد و با استناد به آيات (از جمله بقره، ١٢٤) و روايات (اصولكافى، كتاب الحجه، باب ان الامامه عهد مناللَّه) آن را عهد الهى مىداند كه از سوى خدا با ائمه بسته شده