مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٧٧
نوشت: «وقتى نامه مرا خواندى آنچه از كار ما (مأموريت) در دست توست حفظ كن تا كسى به سراغت آيد و آن را از تو تحويل بگيرد». (مجلسى، پيشين، ج ٤، ص ١٤٤)
يكى از اقدامات مهّم و عملى آن حضرت براى تحقق نظارت مردم تشكيل و لايهالمظالم بود كه به صورت دادگاهى منحصراً به شكايات مردم از دولت و مأموران دولتى رسيدگى مىكرد. همچنان كه ملاحظه مىشود امام على (ع) هم در مرحله تئورى و نظر نظارت مردم بر حكومت و حاكمان را يك حق مسلم براى مردم مىداند و از آن مهمتر در عرصه عملساز و كارهاى لازم براى تحقق آن را نيز فراهم مىآورد.
٣- از ديدگاه امام على (ع) مشاوره و نصيحت نسبت به حاكمان ويژگى يك نظام مردمسالارى دينى محسوب مىشود.
امام على (ع) با درك محدوديتهاى بينش و تواناييهاى حاكمان و اينكه آنان به ويژه در شرايط خاص اقتدار كه قرار مىگيرند بيشتر در معرض خطا و اشتباه هستند. براى مردم بهطور عموم و براى آگاهان جامعه بهطور خاص نقش ويژهاى در مشاوره و نصيحت گرى به حاكم يا حاكمان قائل است و حتى آن را به عنوان يك وظيفه هم براى حاكمان و هم براى مردم و آگاهان تلقى مىكند. وظيفه آگاهان و مردم است كه با بيان حقايق- گرچه تلخ باشند- به اصلاح ساختار حكومتى كمك نمايند و از ايجاد انحراف در مسير حكومت مردمسالار دينى و عدالتگستر جلوگيرى نمايند و وظيفه حاكم و حاكمان است كه خويش را براى پذيرش اين حقايق و نصايح آماده كنند و هيچ گاه از اين نصايح و حقايق غافل نشوند و حتى استقبال نمايند.
حضرت امير (ع) در سخنانى به حاكمان گوش زد مىكند كه با اهل انديشه و فكر همنشينى و گفتگو داشته باشد و مىفرمايد: «با دانشمندان فراوان گفتگو كن و با حكيمان فراوان سخن در ميان نه، در آنچه كار شهرهايت را استوار دارد و برپايى نظمى كه مردم پيش از تو بر آن بودهاند». (نهجالبلاغه، ١٣٧٩، ص ٣٢٩، نامه ٥٠)
اين فراز از سخنان حكيمانه حضرت على (ع) كه در عهدنامه ايشان به مالكاشتر آمده است ناخودآگاه انسان را به ياد سخن افلاطون مىاندازد كه معتقد بود يا حاكمان بايد فيلسوف گردند يا فلاسفه حاكم شوند و آن را بهترين شكل حكومت