مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٦٢
على (ع) در اين حديث شريف نظر اكثريت جامعه اسلامى آن روز را به عنوان يكى از معيارهاى تعيين خط مشى و گرايش سياسى فرد اعلام مىكند. هر فردى كه بخواهد در مسيرى بر خلاف مسير اكثريت حركت كند، در نهايت گمراه خواهد شد و جز سقوط در دام شيطان، سرنوشت ديگرى نخواهد داشت.
اكنون اين سؤال مطرح مىشود كه اگر اكثريت مردم فردى را انتخاب كردند كه عالمترين و كاردانترين فرد جامعه نبود آيا چنين انتخابى مشروع است؟ ديگر اينكه، اطاعت از چنين حاكمى تابع چه حكمى مىباشد؟
بررسى اوضاع سياسى بعد از فوت پيامبر به روشنى به اين سؤالات پاسخ مىدهد.
براى شفاف ساختن علت بيعت على (ع) با ابوبكر و ديگر خلفا، روايات متعددى وجود دارد كه در ضمن آنها امام (ع) به صراحت، افضليت و اصلح بودن خود بر ديگران را بيان مىكند. ولى در عين حال مردم به هر دليلى و تحت هر شرايطى كه بود با ابوبكر و عمر و عثمان بيعت كردند و امام (ع) مشروعيت آن حكومتها را تأييد كرد و اجازه نداد كسى از بنىهاشم عليه حكومت دست به قيام بزند.
على (ع) در خطبه شقشقيه بيان كرده است كه بعد از فوت پيامبر او صالحترين فرد براى اداره امور جامعه بوده است و مىفرمايد: «آگاه باشيد سوگند به خدا كه پسر ابى قحانه (ابوبكر) خلافت را مانند پيراهنى پوشيد و حال آنكه او مىدانست من براى خلافت مانند قطب وسط آسيا هستم، علوم و معارف از سرچشمه فيض من مانند سيل سرازير مىشود و هيچ پرواز كنندهاى در فضاى علم و دانش به اوج رفعت من نمىرسد». (نهجالبلاغه، خطبه ٣)
امام (ع) در خطبه ١١٨ به بيان فضايل خود مىپردازد: «من قطب و ميخ آسيا هستم كه آسيا به اطراف من دور مىزند و من در جاى خود هستم پس اگر جدا شوم مدار آسيا به هم خورده سنگ زيرين آن مضطرب گردد». (همان، خطبه ١١٨)
على (ع) در خطبه ١١٩ نيز بعضى از فضايلخود را بيانمىفرمايد: «سوگند به خدا، رساندن پيغامها و وفاى به وعدهها و همه معانى را ياد گرفتم و ابواب علم و معرفت و راه روشن نزد ما اهل بيت مىباشد، آگاه باشيد احكام و قوانين دين خداوند سبحان يكنواخت است و راههاىآن هموار است. هر كه از احكام پيروىكند، در آن راهها