مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٨٣
عبارت ديگر تعهدات مردم و حكومت دينى متقابل است و اگر حكومت به تعهد خود پايدار نماند متقابلًا محلى براى وفادار ماندن مردم به تعهدات خود نمىماند.
قيس بن سعدبن عباده حاكم امام على (ع) در مصر وقتى براى امام از مردم بيعت مىگرفت به آنان مىگفت: «فقوموا وبايعوا على كتاب اللَّه و سنته نبيه فان لم نعمل فيكم بكتاب اللَّه و سنة رسوله فلا بيعة لنا عليكم» (همان، ج ٣٣، ص ٥٣٥). برخيزيد و بر ملاك و مبناى عمل به قرآن و سنت پيامبرش (محمد ص) (با على ع) بيعت نماييد و اگر ما به كتاب خدا و سنت رسولش در ميان شما عمل نكرديم هيچ بيعتى بر شما نداريم. اصولًا در بينش و منش حكومتى امام على (ع) عمل حاكمان به تعهدات خود پيش فرض و مقدم بر عمل مردم به بيعت و اطاعت است ... «اگر من چنين كردم (اشاره به تعهدات خويش در مقابل مردم است) نعمت دادن شما بر خداست و طاعت من بر شماست». (نهجالبلاغه، ص ٣٢٣، نامه ٥٠)
اصولًا هر گونه خروج از مدار شريعت نوعى ستم بر خدا و مردم تلقى مىشود و مخالفت و سرپيچى مردم از حكومتى كه از مدار شريعت خارج گشته است در حقيقت مبارزه با ستم و مخالفت با ستمكار است و البته همچنان كه عدالت ذو مراتب است ستم نيز چنين است و بهر صورت تمكين در مقابل ستمكار جايز نيست.
بخش دوم: مسئوليتها و وظايف حاكمان منتخب در مقابل مردم در نظام مردمسالار دينى
آنچه در بخش اول بيان شد نقشهاى پنجگانه مردم در قبال حكومت دينى بود كه با رعايت اختصار به آنها پرداخته شد و هر كدام از اين محورهاى پنجگانه مىتواند به موضوع مقالهاى مستقل و حتى كتابى در خور توجه محققان و انديشهورزان تبديل شود، اما در بينش و منش حكومتى امام على (ع)، مردمسالارى دوسويه است؛ يعنى نظامى مردمسالار تلقى مىشود كه علاوه بر ابتنا بر رأى و رضايت مردم، بتواند كارويژههاى يك نظام مردمى را هم از خود بروز دهد؛ به عبارت ديگر مردمسالاربودن حكومت به اين نيست كه صرفاً مردم با رأى خود آن را سر كار آورده باشند بلكه اين يك بعد قضيه است و بعد ديگر و مهمتر از آن رفتار