مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٦١
آمده و مردى را خليفه و پيشوا ناميدند رضا و خشنودى خداوند در اين كار است و اگر كسى به سبب عيبجويى يا بر اثر بدعتى از فرمان ايشان سرپيچى كند او را به اطاعت وادار نمايند و اگر فرمان آنها را نپذيرفت با او مىجنگند به جهت اينكه غير راه مؤمنين را پيروى كرده و خداوند او را واگذارد به آنچه كه به آن رو آورده است». (همان، نامه ٦)
على (ع) در اين كلام خود وجود شرايط لازم را به طور ضمنى مورد تأييد قرار مىدهد كه بيعتكنندگان فعلى همان بيعتكنندگان با خلفاى قبلى هستند كه در حفظ و گسترش حكومت اسلامى نقش بسيار مؤثرى داشتهاند، ديگر اينكه موارد مورد توافق مردم با او و او با مردم خارج از حوزه منابع اسلامى نمىباشد و از آنجا كه بيعت مردم با امير المؤمنين على (ع) در مدينه صورت گرفت، اما نظر كليه ساكنين اين شهر را محترم مىشمارد و در نهايت بيان مىكند كه انتخاب آنان امرى است كه خداوند هم به آن راضى است و اگر فردى خواسته باشد عليه تصميم اكثريت مردم موضعگيرى كند مردم شرعا موظف هستند به يارى حاكم انتخاب شده قيام كنند و به پيكار با اين افراد بر هم زننده وحدت اجتماعى روى آورند.
امام (ع) در خطبه ١٥١ تكروى و مخالفت با اكثريت را مايه بر هم زدن آرامش جامعه دانسته و تكرويهارا سمبلههاى انحراف از سنتهاى صالحه معرفى مىكند و به آنان دستور مىدهد كه به نظر اكثريت مردم كه همان اطاعت از حكومت است احترام بگذارند و از آن نيز تبعيت نمايند؛ زيرا اطاعت واقعى از پروردگار مستلزم احترام به نظر اكثريت است و مىفرمايد: «پس پرچم و نشانههاى فتنهها و بدعتها نباشيد و از آنچه ريسمان جماعت به آن بسته شده و پايههاى طاعت و بندگى بر آن بنا شده دست برنداريد». (همان، خطبه ١٥١)
اميرالمؤمنين در خطبه ١٢٧ نيز مىفرمايد: «و با اكثريت همداستان شويد كه دست خدا همراه جماعت است و از تفرقه بپرهيزيد كه موجب آفت است. آن كه از جمع مسلمانان كناره گيرد، نصيب شيطان مىشود؛ چنان كه گوسفندى كه از گله كناره گيرد، نصيب گرگ بيابان است. هر كه مردم را بدين شعار بخواند، او را بكشيد هر چند زير عمامه من باشد».