مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٣٣
بر تحقق و فعليت دولت است و شرط كافى آن، همان مشروعيّت سياسى است.
با پذيرش اين تفكيك و تمايز مفهومى مىتوانيم بگوييم مشروعيّت سياسى تمام نظامهاى سياسى ناشى از مردم است و هر نظام سياسى زمانى داراى مشروعيت سياسى است كه مورد قبول و پذيرش مردم واقع شود و مردم آن را محق و مقبول و مشروع بدانند (ابوالحمد، پيشين، ص ٢٤٥). منشأ مشروعيّت سياسى نظام اسلامى نيز مردم هستند.
به نظر مىرسد در كلام اميرالمؤمنين (ع) هم، چنين جمع و تفكيكى وجود دارد و حضرت هر يك از اين دو را در جاى خود مطرح كرده است.
نهجالبلاغه و مشروعيت حكومت
حضرت على (ع) در موارد متعدد در نهجالبلاغه در مورد حقانيت و اولويت اهل بيت پيامبر (ص) و شخص خودش نسبت به امر خلافت و امامت، استدلال كرده كه مبيّن تأييد و تصريح حاكميت تشريعى الهى و مشروعيّت الهى حكومت و حاكمان است و بر اساس همان موارد براى خودش حق امامت و ولايت قايل است و از ديگران انتظار تبعيت و اطاعت دارد. حضرت به هنگام بازگشت از صفيّن، طى خطبهاى، جايگاه و موقعيت ممتاز اهل بيت و لزوم مراجعه امّت به آنان در هنگام بروز مشكلات و مسائل مستحدثه يادآور شده و مردم را از مقايسه كردن اهل بيت با ديگران در اين مورد برحذر مىدارد و با بيان امتيازات مختلف اهل بيت، از بازگشت حق به اهلش اظهار رضايت و خشنودى مىكند. (مكارمشيرازى، پيشين، ج ١، صص ٢٦٩- ٢٦٨)
حضرت، چون اهل بيت را واجد شأن مرجعيت دينى و مرجع احكام و فرامين تشريعى خداوند مىداند، اخذ و تحصيل اين فرامين و تبعيت از آنهارا براى مردم لازم مىداند و از اينكه در شرايط فعلى، پس از ٢٥ سال، فردى از اهل بيت در رأس حاكميت جامعه اسلامى قرار گرفته و حاكميت به اهلش بازگشته است، اظهار خرسندى مىكند.
تعبيراتى مانند «لجأامره» و «موئل حكمه» (نهجالبلاغه، ص ٩، خطبه دوم) در مورد اهل بيت و شخص حضرت امير (ع)، مبين اين معناست كه اهل بيت داراى حق حاكميت