مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٨١
نداشته باشد ناصح گفته مىشود؛ بنابراين نصيحت به اظهارنظر ناصحانه؛ يعنى اظهارنظرى كه جز قصد خيرخواهى غرض ديگرى در آن نباشد اطلاق مىشود. از اين رو حضرت از مردم مىخواهد كه او را نصيحت خيرخواهانه بكنند: «پس مرا با خيرخواهى خالصانه و سالم از هرگونه شك و ناراستى يارى كنيد».
در جاى ديگر مىفرمايد: «فعليكم بالتناصح فى ذلك ...» (نهجالبلاغه، خطبه ٢١٦)؛ بر شما باد كه يكديگر را بر اداى حقوق نصيحت كنيد. در خطبه ٣٤ نيز در باب حقوق متقابل مردم و زمامداران مىفرمايد: «اما حقى عليكم النصيحة فى المشهد والغيب»؛ حق من بر شما اين است كه ... در حضور و غياب من برايم خيرخواهى كنيد.
نصح در كلام حضرت امير (ع) معناى گستردهاى دارد كه هم شامل پيشنهادهاى مفيد و سازنده و هم انتقادهاى دلسوزانه و سازنده و راهگشاست، نه انتقادهاى سوزنده و مغرضانه و از سر عقدهگشايى.
حضرت على (ع) گوش فرادادن به انتقاد سازنده را سبب استحكام پايههاى حكومت مىداند و به مالك مىفرمايد: «و خيرخواهى مردم محقق نگردد جز آنگاه كه واليان و حاكمان را براى خود نگاه دارند و از آنان احساس سنگينى و تعب نكنند و دوام حكومت آنان بر مردم گران نيايد». (همان، نامه ٥٣)
حضرت (ع) همچنين خطاب به مردم مىفرمايند: پس از گفتن حق يا مشورت عدالت خوددارى نكنيد؛ زيرا خود را برتر از آنكه اشتباه كنم و از آن ايمن باشم نمىدانم، مگر آنكه خداوند مرا حفظ فرمايد». (همان، خطبه ٢١٦)
بنابراين يكى از خصوصيات نظام مردمسالارى دينى وجود روحيه انتقادپذيرى در حاكمان اسلامى است تا كارها اصلاح شود و مردم نيز بايد در جهت صلاح امور و به صورت دلسوزانه حاكمان اسلامى را نصيحت كنند.
٣- اطاعت از حاكم اسلامى
سومين حقى كه حضرت على (ع) در رابطه با حاكمان مطرح مىكنند، اطاعت از حاكم اسلامى است. البته مطابق اصل اولى در اسلام هيچ كس حق آمريت و ولايت و اطاعتطلبى نسبت به ديگرى را ندارد، چون اطاعت از كسى سزاوار است كه