مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٦٢
زمامداران است كه از آن هم در قرآن و هم در نهجالبلاغه با اهميت ياد شده است.
حضرت على (ع) در خطبه ٢١٦ به طور مفصل در اين رابطه بحث كردهاند.
«پس از ستايش پروردگار، خداوند سبحان براى من، بر شما به جهت سرپرستى حكومت، حقى قرار داده و براى شما مانند حق من، حقى تعيين فرموده است ....
در ادامه مىفرمايند:
پس خداى سبحان پارهاى از حقوق خود را حقهايى قرار داده كه آنها را براى بعضى از مردم در برابر بعضى ديگر واجب گردانيده است و آن را در وجوه مختلفى كه دارد براى مردمان برابر و مساوى ساخته كه برخى از آن بعضى ديگر را ايجاب مىكند و انسان مستوجب بعضى از آن نمىشود، مگر با اداى حق ديگرى در برابر آن. و در ميان حقوق الهى بزرگترين حق، حق رهبر بر مردم و حق مردم بر رهبران است، حق واجبى كه خداى سبحان بر هر دو گروه لازم شمرد و آن را عامل پايدارى پيوند ملت و رهبر و عزت دين قرار داده است. پس رعيت اصلاح نمىشود جز آنكه زمامداران اصلاح گردند و زمامداران اصلاح نمىشوند جز با درستكارى رعيت».
امام على (ع) در اين خطبه عزت حق در جامعه را در گرو رعايت حقوق متقابل مردم و رهبران مىداند و در اين مورد مىفرمايد: «زمانى كه مردم حق رهبرى را ادا كنند و زمامداران حقمردم را بپردازند حق در جامعه عزتيابد و راههاىدين پديدار شود و نشانههاىعدالت برقرار و سنت پيامبر (ص) پايدار شود و روزگار اصلاح مىشود و مردم در تداومحكومت اميدوار و دشمن در آرزوهايش مأيوس مىگردد».
حضرت امير (ع) در فراز ديگرى از خطبه ٢١٦ در مورد عواقب و پيامدهاى سوء عدم رعايت اين حقوق مىفرمايد: «اما زمانى كه مردم بر حكومت چيره شدند يا زمامدار بر رعيت ستم كند، وحدت كلمه از بين مىرود و نشانههاى ستم آشكار و نيرنگ بازى در دين فراوان مىگردد و راه گسترده سنت پيامبر (ص) متروك، هواپرستى فراوان، احكام دين تعطيل و بيماريهاى دل فراوان شود. مردم از اينكه حق بزرگى فراموش مىشود و باطل خطرناكى در جامعه رواج مىيابد احساس نگرانى مىكنند پس در آن زمان نيكان خوار و بدان قدرتمند مىشوند و كيفر الهى بر بندگان بزرگ و دردناك خواهد بود».