مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٦٥
ادامه بهتر تسلط و حاكميت است، بلكه فلسفه وجودى مشورت و لزوم وجود مشاورين آگاه و دانشمند در كنار نخبگان سياسى به خاطر يافتن راههاى صحيح و بهتر براى اداره جامعه و پرهيز از اشتباه و هدر رفتن نيروها در سياستگذارى و اجراى آن است، اگر چه ممكن است اينگونه مشورت خوش آيند نخبگان نبوده يا سخن حقى با منافع آنان تعارض داشته باشد و برايشان تلخ باشد». (عليخانى، ١٣٧٩، ص ٧٣)
چون حضرت مىفرمايد: «من استقبل وجوه الآراءِ عرف مواقع الخطاء» (نهجالبلاغه، ص ١٧٣)؛ هر كسى با آراى ديگران روبهرو شود مواقع اشتباه را در مىيابد. (همان)
حضرت على (ع) در نامه ٥٣ خطاب به مالكاشتر مىفرمايد: «كسى را بر ديگران برگزين كه سخن تلخ حق را به تو بيشتر بگويد».
در ادامه مىفرمايد: «آنان را چنان بپرور كه تو را فراوان نستايند و با ستودن كار بيهودهاى كه نكردهاى خاطرت را شاد نمايند، كه ستودن فراوان خودپسندى آرد و به شرك وادارد».
حضرت على (ع) براى اصلاح امور جامعه به مالكاشتر دستور مىدهد: «با دانشمندان فراوان گفتگو كن و با حكيمان فراوان بحث كن كه مايه آبادانى و اصلاح شهرها و برقرارى نظم و قانون است كه در گذشته نيز وجود داشت».
٢- محافظت بر بيتالمال
يكى از وظايف مهم كارگزاران در قبال مردم، حفظ بيتالمال مسلمين و توزيع صحيح و عادلانه آن در بين مردم است. در دوران حكومت علوى اهتمام حضرت على (ع) بر عدالت اقتصادى استوار بوده است. به عنوان مثال برخورد انعطافناپذير و پر صلابت آن حضرت با برادرش عقيل، كه تقاضاى امتيازى از بيتالمال كرده بود، نمونه بارزى از اهتمام آن حضرت به اجراى عدالت و ظلمگريزى و حفظ بيتالمال است. حضرت در وصف آن واقعه مىفرمايند: سوگند به خدا، عقيل را در شدت پريشانى و فقر ديدم كه يك من گندم شما را از من خواست در حالى كه كودكانش را از پريشانى با موهاى غبارآلود و رنگهاى تيره ديدم، گويا چهرههايشان با نيل سياه شده بود، عقيل درخواست خود را تكرار مىكرد و من گفتارش را گوش