مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١١٩
است كه چنين جامعهاى مورد رضايت الهى نيست و هيچ فرد و گروهى به بهانه اينكه ما نخبهتريم، نمىتواند ديگران را از مشاركت باز دارد. نخبگان تنها وظيفه دارند ديگران را در نخبه كردن و دانا كردن كمك نمايند نه اينكه از آنان متعبدان بىچون و چرا به وجود آورند و اطاعت مطلق طلب نمايند.
همانگونه كه خداوند از مستضغف مادى و جسمى سخن گفته- كسانى كه مورد ستمهاى مختلف از قبيل شكنجه، قتل و غارت واقع مىشدند- از مستضعف فكرى هم- كسانى كه قدرت انتخاب عقيده صحيح و ابراز آن را نداشتند و به جاى خدا، بايد به پادشاهان ايمان مىآوردند- ياد كرده است.[١] در آياتى مستضعفان به دو قسم تقسيم مىگردند: «مقصران» كه هجرت نمىكنند و در فضاى آلوده مستضعف پرور و مستكبر پرور باقى مىمانند و به وضعيّت موجود تن مىدهند. اينها در آخرت جايگاهشان جهنم است و همراه مستكبران نزاع كنان در عذاب الهى گرفتار خواهند شد؛ «مستضعفان ناتوان» كه قدرت كافى براى هجرت از سرزمين كفر و استكبار ندارند و اينها شامل مردان، زنان و كودكان ناتوان هستند (ر. ك. به: نسا، ٩٨- ٩٧؛ سبأ، ٣٣- ٣١؛ ابراهيم، ٢١؛ مؤمن (غافر)، ٤٧). خداوند مؤمنان را به جنگ و قتال- به منظور نجات اين گروه فرمان مىدهد. مؤمنان نبايد در بيرون آمدن آنها از اين وضعيت دريغ كنند. (ر. ك. به: نسا، ٧٥)
مردمسالارى (ساحت تصميمسازى)
در قرآن آياتى است كه از آنها نحوه شكلگيرى تصميمها و فرمانهاى سياسى- اجتماعى در جامعهاسلامى استنباط مىشود. در ذيل آياتى از اين قبيل را بحث مىكنيم.
«به (بركت) رحمت الهى، در برابر آنان [مردم] نرم [و مهربان] شدى؛ و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو پراكنده مىشدند. پس آنها را ببخش و براى آنها طلب
[١] - ر. ك به: اعراف، ٧٥؛ سبأ، ٣، ٣١؛ انفال، ٢٦؛ اعراف، ١٥٠ و قصص، ٥- ٤. سه مورد اول استضعاف فكرى و ايمان و در مورد ديگر استضعاف جسمى و مادى را توضيح مىدهد ..