مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٤٠
كه حضرت با هيچ يك از آنها قابل مقايسه نيست (همان، صص ٩- ٣٥٨). به همين دليل هم، پس از معرفى عثمان بهعنوان خليفه، صريحاً فرمود: «شما خود مىدانيد كهمن از همه براى خلافت شايسته ترم، اما مخالفتى نخواهم كرد». (نهجالبلاغه، ص ٥٦، خطبه ٧٤)
مخالفان عثمان هم در تبليغات و شعارهاى خود عليه خليفه سوّم، علاوه بر وصيّت پيامبر (ص) نسبت به على (ع)، به شايستگى و فضيلت حضرت على (ع) براى خلافت استناد مىكردند و عثمان را خليفه ستمگرى مىدانستند كه بر خلاف وصيت پيامبر (ص)، بر ضد على (ع) قيام كرده است (تاريخ طبرى، ج ٦، ص ٢٢١٦). از اين نظر، واقعيّت تاريخى اعتراض به عثمان با تمسّك به حق و صلاحيت حضرت امير (ع) غير قابل انكار است و نشان مىدهد كه مردم هم وجود صلاحيتهايى را براى خلافت لازم مىدانستند. بر همين اساس، حضرت على (ع) در خطبه ١٧٣ صريحاً مىفرمايد: «اى مردم! شايستهترين مردم براى امامت و خلافت، نيرومندترين آنها نسبت به خلافت و آگاهترين آنها نسبت به اوامر الهى است» (نهجالبلاغه، ص ١٨٠- ١٧٩)؛ فضليت و شايستگى براى امامت و خلافت ضرورى است.
برخى معتقدند كل خطبه شقشقيه، به طور صريح بيان كننده اولويت و شايستگى حضرت براى خلافت است و موضوع صلاحيت و شايستگى حضرت براى اين امر، تقريباً مورد اتفاق همه محققان اسلامى و غير اسلامى است و حتى معاويه نيز به افضليت حضرت اعتراف داشت.[١] از سوى ديگر، سخنان حضرت در اين خطبه، مشروعيّت خلفاى سهگانه را زير سؤال مىبرد و خاطر نشان مىكند كه انتخاب هيچ يك از آنان، مدرك و منبع روشنى نداشته و با معيارهاى چندگانه تحقق يافته است.
(مكارمشيرازى، ج ١، ص ٤٠٩)
٣- قرابت و نسبت
سرنوشت خلافت پس از پيامبر (ص)، با توسل به نسبت رقم خورد و مهاجرين بااين توجيه كه از قريش و نزديكتر به پيامبرند، طغراى خلافت را از انصار بوده و به ابوبكر سپردند (ر. ك. به: تاريخ طبرى، ج ٤، ص ١٣٢٨). حضرت امير (ع) در نهجالبلاغه
[١] مروج الذهب، ج ٣، ص ١٢ و تاريخ يعقوبى، ج ٢، ص ١٢٤ به نقل از: مكارم شيرازى، ج ١، ص ٤٠٨ ..