مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٩٨
اميرالمؤمنين همچنين بر اهميت اجراى اين امر از سوى كارگزارانش تأكيد داشت و در اين خصوص به مالكاشتر فرمود: «خود را از رعيت خويش پنهان مكن كه پنهان شدن واليان از رعيت نمونهاى از تنگخويى و كم اطلاعى در كارها است، و نهان شدن از رعيت، واليان را از دانستن آنچه بر آنان پوشيده است، باز مىدارد، پس كار بزرگ نزد آنان خرد به شمار مىآيد، و كار خرد، بزرگ مىنمايد، زيبا زشت مىشود و زشت زيبا، و باطل به لباس حق در مىآيد». (نهجالبلاغه، ص ٣٣٧، نامه ٥٣)
اميرالمؤمنين (ع) تأكيد مىكند كه كارگزاران با مردم كاملًا مرتبط بوده و در ميان مردم باشند و خود را از مردم جدا ندانند و در پس پرده قرار ندهند.
در انديشه سياسى، امام على (ع) احتجاب از يك سو ستمى به مردم و از سوى ديگر ستمى به خود كارگزار و زمامداران محسوب مىشود. احتجاب پيوند زمامداران را با مردم قطع يا سست مىكند و نيز زمامداران را از آگاهيهاى لازم محروم مىسازد. وقتى مسئولان امور نتوانند با مردم ارتباط مستقيم و عادى داشته باشند، هم راههاى كسب اطلاعات آنان محدود مىشود و هم دورى از مردم آنان را از عدالت و انصاف و حق دور مىسازد.
امام على (ع) در نامهاى به قيس بن سعد بن عباده هنگامى كه فرماندار آذربايجان بود، نوشت: «پس، از مردم پنهان مدار و حجاب از پيش خود بردار و در خانهات را بر روى همگان باز نگه دار و تكيه گاهت حق و حقيقت باشد، زيرا آن كسى كه با حق همراه باشد، از عدالت، منحرف نمىشود و نزديكان و خواص را بر سايرين مقدّم نمىدارد». (اليعقوبى، ج ٢، ص ٢٠٢)
فاصله و احتجاب مىتواند ميان حاكم و مردم، تنگى و سختى به وجود آورد و در نهايت آنان را به شورش و عصيان بكشاند. روش زمامداران و دولت از آغاز كار بايد بر فروتنى و نزديك شدن به مردم باشد. كسانى را كه به ديدار او مىآيند به آسانى بپذيرد و تشريفاتى در اين خصوص ايجاد نكند. اما اگر به روش خودكامگى و استبداد درآيد، از مردم دورى كند و ميان خود و ملت حاجب بگذارد، عزت و ارجمندى خود را از دست داده و در واقع زمينههاى سقوط و انحطاط خود را فراهم كرده است. (نهجالبلاغه، صص ٣٣٨- ٣٣٧، نامه ٥٣)