مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٩٧
امام (ع) چند مأمور پيش فرستاد. اميرالمؤمنين (ع) نوشت: «اينان از من خواستند به تو نامه بنويسم كه مردم را به حفر نهر به كارگيرى، و من موافق نيستم كسى را كه به كارى مايل نيست مجبور كنم». (البلاذرى، ١٩٧٤، ج ٢، ص ١٦٢)
در جنگ صفين نيز وقتى مردم حضرت على (ع) را براى پذيرش حكميت تحت فشار قرار دادند رأى آنان را پذيرفت: «شما را از كار حكميت بازداشتم سرباز زديد، با من درافتاديد و مخالفت ورزيديد، چندانكه رأى خود را كنار گذاشتم و رأى شما را پذيرفته» (نهجالبلاغه، ص ٣٧، خطبه ٣٦) بدون شك صلاح مسلمانان در ادامه جنگ با معاويه بود، اما وقتى بسيارى از جنگجويان در مقابل امام (ع) ايستادند و تصميم به كشتن او گرفتند، مصلحت مسلمانان در پذيرش رأى و جلب رضايت آنان قرار گرفت.
٦- از ميان برداشتن فاصله ميان كارگزاران با مردم
يكى از اصولى كه به خوبى چهره مردمسالارى دينى در سيره علوى را بارز و آشكار مىكند، اصل عدم احتجاب[١] است. از ديد امام على (ع) از وظايف كارگزاران جامعه اسلامى، برداشتن حجاب و فاصله ميان خود و مردم و برقرارى ارتباط سالم و صحيح با آنان است. اين امر تأثير شگرفى در روحيه مردم داشته و موجب قوت قلب و تقويت آنان در صحنههاى مختلف اجتماعى مىشود.
امام على (ع) در دوران تصدى خلافت، به اين امر توجه خاصى داشت. ايشان در محافل عمومى به ميان مردم مىرفت و با آنان صحبت كرده و از مسائل و مشكلات آنان مطلع و آگاه مىگشت و به حل و فصل امورشان مىپرداخت. حضور وى در ميان جمع چنان ساده و بىتكلف بود كه مردم به راحتى امكان دسترسى و صحبت با امام و رهبر جامعه را داشتند.
[١] -« احتجاب» در لغت به معناى در پرده شدن، در حجاب شدن و در پرده رفتن است.« ر. ك. محمد معين، فرهنگ معين، تهران، انتشارات اميركبير، ١٣٧٨، ج ١، ص ١٥٣) و در مفهوم اين بحث به معناى حاجب داشتن، دور بودن، از مردم، فاصله گرفتن از مردم، خود را از مردم جدا كردن، ارتباط مستقيم نداشتن و در نتيجه بىاطلاع بودن از مسائل و مشكلات مردم است ..