مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٩١
بيعت نوعى معاهده و پيمان است كه قبل از اسلام در ميان قبائل عرب به طور رسمى پذيرفته شده بود؛ بنابراين از مفاهيم تازه تأسيس اسلام نيست، لكن سيره رسول اللَّه (ص) در استفاده از اين قسم معاهده و پيمان به آن مشروعيت بخشيده است. اميرالمؤمنين (ع) در بين ائمه بيش از ساير ائمه در باب بيعت اظهار نظر كرده است.
بيعت در نظام مردمسالارى دينى نقش بسيار مهم و اساسى ايفاء كرده است و پايه يك ولايت سياسى بدون برخوردارى از آن هرگز مستحكم نمىشد. از اين رو حتى بر طبق مسلك اعتبار نصب الهى براى مشروعيت بخشيدن به قدرت سياسى نيز به بيعت نياز است؛ زيرا بيعت اعلان وفادارى مردم به يك شخص و تعهد به اطاعت از اوست و شاخص براى مقبوليت رياست وى بر جامعه قلمداد مىشود. به همين دليل است كه رسولاللَّه (ص) در حادثه غدير خم پس از اعلان نصب الهى امام على به امامت مسلمانان، به نصب اكتفا نكرد و از آنان براى اميرالمؤمنين بيعت گرفت. در واقع نوعى مشاركت سياسى مردم در حيات سياسى جامعه است و تجويز آن در اسلام در واقع امضاء و پذيرش چنين نقشى از ناحيه تاريخ است.
در انديشه مردمسالارانه دينى امام على (ع) بيعت وسيله اجراى برنامهها و فرامين حكومت اسلامى است و به وسيله بيت خود را ملتزم و متعهد به پيروى و مشاركت مىدانند و زمامدار به پشتوانهاى مردمى دست به عمل مىزند و نيز خود را متعهد و ملتزم به اهداف و برنامههايى مىداند كه مردمان با وى بر آن بيعت كردهاند. امام در موارد فراوانى مانند اثبات حقانيت خود، احقاق حقوق، پاسخگويى به دشمنان، به انتخاب خود و رضايت مردم بر اين انتخاب استناد مىكرد (ر. ك. به: نهجالبلاغه، نامههاى ٣، ٦ و ٥٤). در نامهاى به معاويه نوشت: «مردمى كه با ابوبكر و عمر و عثمان بيعت كردند، هم بدانسان بيعت مرا پذيرفتند. پس كسى كه حاضر است نتواند ديگرى را خليفه گيرد و آنكه غايب است نتواند كرده حاضران را نپذيرد». (همان، ص ٢٧٤، نامه ٥)
در انديشه مردمسالارانه امام على (ع) بيعت امرى اختيارى شمرده مىشود. ايشان به شدت با بيعت اجبارى و فراهم كردن زمينههايى كه به بيعت اجبارى منجر شود، مخالف بود. مردم در كمال آزادى و با ميل و رضا و آگاهى و شناخت با آن حضرت