مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٩٠
(نهجالبلاغه، ص ٤١٩، كلمات قصار شماره ٣٢١)؛ تو راست كه به من نظر دهى. در واقع؛ نظر دادن در امور را حقى از حقوق جامعه مىدانستند. مشورت در سيره امام على (ع) نوعى شريك ساختن مشاورين در تصميمگيرى. شخصيت دادن به آنان و اهميت دادن به نظر ايشان بوده و هدف از اين عمل، تبادل افكار و انديشهها، براى يافتن راه حل بهتر و پرهيز از خطاست. افراد مشاور، فقط شامل اعضاى رسمى حكومت يا افرادى كه به صورتى وابسته به حكومت هستند، نمىباشد والا دليلى ندارد اميرالمؤمنين (ع) اين همه به كارگزاران و رهبران تأكيد كند كه با مردم و دانشمندان مشورت كنند و سخن حق را اگر چه تلخ و ناگوار است، تحمل كنند و به همه مردم سفارش نمايد كه از گفتن سخن حق و مشورت به عدل خوددارى نكنند.
٢- بيعت
از راههاى ديگر تحقق مردمسالارى دينى، بيعت[١] است. اين موضوع عمق دموكراتيك بودن حكومت اسلامى را مىرساند؛ زيرا كه حكومت اسلامى جز با بيعت مردم، فعليت نمىيابد. اگر اين بيعت حاصل شود، امكانات لازم براى ايجاد توان و قدرت اجرايى حكومت به وجود مىآيد، و منجر به رضايت عمومى و حسن ظن مردم مىشود. در انديشه سياسى امام على (ع) تحقق و فعليت حكومت و دولت با مردم است ولى منشأ مشروعيت حكومت دينى، حكم و فرمان خداست. بر اين مبنا جز براساس خواست و همراهى مردمان دولت نمىتواند ظهورى راستين بيابد و در برنامههايش به توفيق رسد. آنچه اين خواست و همراهى را تعيين مىكند، بيعت ناميده مىشود. در واقع بيعت صورت شخصى براى اظهار خواست و تمايل و پذيرش و نيز واگذاردن امور و حمايت كردن با حكومت و دولت است.
[١] - واژه بيعت از ماده« ب ى ع» به معنى خريد و فروش و ايجاب و قبول است( ر. ك. به: الفراهيدى، ١٤١٤ ق، ج ١، ص ٢٠٨؛ ابن منظور، ١٩٨٨ م، ج ١، ص ٥٥٦). بيعت نيز معاملهاى است شخصى ميان افراد جامعه با زمامدار خويش. بدين معنا كه مردم با بيعت خود، امكانات و بسيارى از اختيارات خود را در اختيار رهبر قرار مىدهند و رهبر نيز متقابلًا متعهد مىشود كه پاسدار حقوق آنان باشد و مصالح مردم را تأمين كند ..