مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٨٢
هستى انسان مرهوم اوست و انسانها نه به هم هستى بخشيدهاند، نه در دوام آن موثرند؛ بنابراين نمىتوانند از يكديگر انتظار اطاعت و فرمانبرى داشته باشند. قطع نظر از اين اصل، كسانى حق اطاعت برانسان دارند كه اين حق را از ذات الهى دريافت كرده باشند. در انديشه اسلامى اطاعت از حاكم اسلامى منشأ الهى دارد، و كسانى شايسته اطاعت هستند كه مشروعيت خود را از منبع اصلى ولايت گرفته باشند، براساس انديشه قرآنى، افراد داراى ولايت عبارتند از خدا، رسول و صاحبان امر، ائمه (ع) و جانشينان به حق آنها. (نساء، آيه ٥٩)
با توجه به اين مقدمه، حضرت امير (ع) خطاب به مردم مىفرمايد: «حق بر شماست كه چون شما را بخوانم بياييد و چون فرمان دهم اطاعت كنيد» و «اما حقى عليكم ... والاجابة حين ادعوكم والطاعة حين آمركم». (نهجالبلاغه، خطبه ٣٤)
در جاى ديگر پس از بيان وظايف خويش و حقوق مردم مىفرمايد: «آگاه باشيد حق شما بر من آن است كه جز اسرار جنگى هيچ رازى را از شما پنهان ندارم و كارى را جز حكم شرع بدون مشورت با شما انجام ندهم و در پرداخت حق شما كوتاهى نكرده و در وقت معين بپردازم و با همه شما به گونهاى مساوى رفتار كنم. پس وقتى من مسئوليتهاى ياد شده را انجام دهم، بر خداست كه نعمتهاى خود را بر شما ارزانى دارد و اطاعت من بر شما واجب است و نبايد از من سرپيچى كنيد و در انجام آنچه صلاح است سستى ورزيد» (همان، نامه ٥٠). همانگونه كه حضرت اشاره دارند، اگر حاكم اسلامى وظيفه خود را انجام دهد، بر مردم واجب است كه به عهد و پيمان خود وفا كرده و امر او را اطاعت كنند و اگر خلف وعده كردند، مستحق عذاب دنيوى مثل ايجاد هرج و مرج و تفرقه و ناامنى و نابسامانى و ايجاد فتنههاى اجتماعى و عذاب اخروى خواهند شد.
نتيجهگيرى
هر چند اين نوشتار نتوانست به تمام ابعاد مردمسالارى دينى بپردازد، اما بررسى همين مقدار و مقايسه آن با ساير نظامهاى مدعى مردمسالارى نشان داد كه مبانى نظرى مردمسالارى دينى از نظاير آن در بسيارى از زمينهها از قبيل تأمين آزادى