مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٦٨
خون من كشته شود. بنگريد اگر من از اين ضربت او مردم، او را تنها يك ضربت بزنيد و وى را مثله نكنيد ...». (نهجالبلاغه، نامه ٤٧)
در مورد عدالت اقتصادى و برابرى افراد در استفاده از بيتالمال مىتوان به جريان عقيل برادر حضرت امير (ع) در نهجالبلاغه اشاره كرد.
حضرت، ابو رافع خزانهدار بيتالمال را به سبب عاريه دادن گردنبند به دختر امام (ع) توبيخ مىكند و دخترش را تهديد به قطع دست مىكند، در حالى كه حضرت زينب (س) دستبند را عاريه گرفته بود (محمدى رىشهرى، ١٤٢١، ج ٤، ص ٢١٤).
ايستادگى امام على (ع) در برابر زيادهخواهى طلحه و زبير سبب تحميل جنگ جمل به حضرت شد.
در مورد برابرى قضايى حضرت امير با ديگران كه عمل او مظهر و الگوى جامعه مردمسالارى دينى است، امام خمينى مىگويد: «شما شنيدهايد كه حضرت امير يهودى در محضر قاضى واقع شدند در صورتى كه حضرت امير (ع) رئيس بود وقتى كه احضارش كرد رفت پيش قاضى، قاضى وقتى كه «اباالحسن» به ايشان گفت اشكال كرد به او، به آن هم هرچه مىگويى به من هم همين طور بگو. اين دستورى است براى همه ماها كه بايد در مسند قضا يكى كه نشست همه ملت پيشش با يك نظر باشند». (صحيفه نور، ج ١٣، ص ١٦)
پيامبر اسلام (ص) در آخرين لحظات زندگى، خود را براى قصاص مردى عرب آماده مىكنند. امام خمينى (ره) در حالى از دنيا رفت كه چيزى از مال دنيا براى خود نيندوخت با اينكه رهبر بزرگترين انقلاب مردمسالار دينى در قرن حاضر بود.
ايشان حتى آب و ملك پدرى خود را به بنياد مستضعفان براى استفاده محرومان واگذار نمودند.
مقام معظم رهبرى در مورد قانونمدارى نظام مردمسالارى دينى مىگويد: «در نظام اسلامى بايد همه افراد جامعه، در برابر قانون و استفاده از امكانات خداداد ميهن اسلامى يكسان و در بهرهمندى از مواهب حيات متعادل باشند. هيچ صاحب قدرتى قادر به زورگويى نباشد و هيچ كس نتواند برخلاف قانون ميل و اراده خود را به ديگران تحميل كند». (منصورى، ١٣٧٩، ص ١٠٤)