مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٥٣
مارى گنو در مقدمه كتاب خود به نام پايان دموكراسى كه در سال ١٩٩٣ به نگارش درآمد اين سؤال را مطرح مىكند كه آيا تا سال (٢٠٠٠ م) دموكراسى باقى خواهد ماند؟». (گنو، ١٣٨١، مقدمه كتاب)
انديشه ليبرال دموكراسى با چالشهاى متعددى روبهروست از جمله: فقدان پيشينه تاريخى، ناتوانى در اداره مستحكم جامعه، ايجاد نابرابرى اقتصادى، يكسان قرار دادن آراى انديشمندان با پستترين افراد جامعه در يك مرتبه و پيدايش و رشد نوعى غوغاسالارى و مردمفريبى در آن.
٣- آريستوكراسى
( ARISTOCRACY )
معناى اصلى اين كلمه كه در عين حال توجيه اخلاقى آن را نيز در بر دارد، «حكومت سرامدان است». در فلسفه سياسى يونان «آريستوكراسى» به معناى حكومت كسانى است كه به كمال انسانى از همه نزديكترند. ارسطو (در رساله سياست) و افلاطون (در رساله جمهوريت) براى يافتن معيار شناسايى شايستهترين كسان براى حكومت بسيار كوشيدهاند. (آشورى، پيشين، ص ١٩)
البته عمدتا در ديدگاه آنان عقيده براين است كه اين شايستگى براى افراد از راه وراثت و شرف خونى و نژاد حاصل مىشود. لازم به ذكر است قسمت اخير اين نظريه مورد تأييد اسلام نيست. ولى اصل شايستهسالارى امرى مطلوب و عقلايى است. قرآن نيز مىفرمايد: «ان الارض يرثها عبادى الصالحون».
٤- مردمسالارى دينى
( RELIGIOUS DEMOCRACY )
به منظور روشن شدن مفهوم مردمسالارى دينى، نخست أشكال حكومتى مسلمانان در طول تاريخ را ذكر مىكنيم.
١- حكومت بر مبناى نص: مانند حكومت پيامبر (ص) و على (ع) يا نظام امامت.
٢- خلافت اسلامى در مبناى مشورت اهل حل و عقد: حكومت خلفا.
٣- نظام سلطنتى و ولايت عهدى: حكومت خلفاى اموى و عباسى و عثمانى.
٤- نظامهاى به ظاهر جمهورى اسلامى و سوسياليستى مانند حكومت سوريه و پاكستان.