مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٩
١- رشد انديشههاى ليبراليسم:
انديشههاى ليبراليستى بعد از رنسانس شروع و رشد كرد. اين نظريه بر رعايت حقوق برابر براى همه شهروندان با قطع نظر از نوع مذهب، قوميت، نژاد، طبقه و جنسيت تأكيد دارد و همگان را در برابر قانون مساوى مىداند. آزادى عقيده، انديشه، بيان، حق مالكيت و مشاركت در حيات سياسى از آموزههاى مهم آن است.
٢- حاكميت كليسا در قرون وسطى:
ظهور استبداد دينى در سطحى وسيع، فقدان حاكميت پاسخگو و وجود تبعيض و فساد در نظام حكومتى كليسا در قرون وسطى از جمله زمينههاى ديگر پيدايش دموكراسى بود.
٣- زمينههاى تاريخى:
در انگلستان با انقلاب (١٦٨٨ م) اعتقاد بر اينكه سلطنت يك «حق الهى» است، مردود شمرده شد و پارلمان بر شاه برترى يافت. در آمريكا انقلاب (١٧٧٦ م) مبتنى بر اصول قرارداد اجتماعى و نيز قانون اساسى ايالات متحده در سال (١٧٨٧ م) شكل گرفت. و انقلاب كبير فرانسه در سال (١٧٨٩ م) با شعار (آزادى، برادرى، برابرى) پيروز شد كه تماماً در پىريزى دموكراسى نوين نقش مهمى داشتند.
٤- بُعد فكرى:
انديشمندان فراوانى نيز در گسترش بُعد فكرى و نظرى مفهوم دموكراسى تأثيرگذار بودهاند؛ از جمله فيلسوفانى كه معتقد به حقوقطبيعىrights) (Natural مىباشند؛ مانند جان لاك (١٧٠٤- ١٦٣٢)، ژان ژاك روسو (١٨١٢- ١٧٧٨) و مونتسكيو (١٧٥٥- ١٦٨٩). اين نظريه روياروى نظريه مسيحى «قانون طبيعى» قرار دارد. براساس اين عقيده مسسيحى انسانها در قبال خداوند تكاليف دارند و حقوق آنان كمتر مطرح است. در حالى كه نظريه حقوق طبيعى، انسانها را صاحب حق مىداند كه بايد در جهت استيفاى آن تلاش كنند. از جمله اين حقوق، حق زندگى، آزادى و برابرى است. براساس اين انديشه حكومت بايستى بر پايه خواست و خرسندى و اراده عمومى و رضايت مردم باشد. از ديگر پيشتازان دموكراسى در دنياى غرب مىتوان به دوتوكويل، جان استوارت ميل، ويليام جيمز، هارولد لاسكى و ... اشاره كرد. (بيات، ١٣٨١، صص ٢٧٣- ٢٧٢)
خلاصه اينكه پيدايش دموكراسى به شيوه جديد متعلق به قرن (١٨ م) به بعد است.