مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٥
به منظور روشنگرى در اين زمينه بيان انديشههاى سياسى و اجتماعى اميرالمؤمنين (ع) در نهجالبلاغه در مورد حقوق مردم و زمامداران علاوه بر آشنايى جامعه اسلامى با ديدگاههاى آن حضرت در اين مورد، به بسيارى از مشاجرات سياسى خاتمه مىدهد و فصل الختام خوبى براى آنهاست.
در اين نوشتار ما برآنيم كه به بررسى مردمسالارى دينى، حقوق متقابل حاكم اسلامى و مردم و محدوده مسئوليتهاى آنان در نهجالبلاغه بپردازيم. به منظور تحقق اين هدف، در آغاز به تبيين مفهوم مردمسالارى دينى و مباحثى مانند زمينههاى فكرى، تاريخى، اصول و مبانى، اهداف و ويژگيهاى نظام مردمسالارى دينى از ديدگاه حضرت على (ع) مىپردازيم. دستگير و راهنماى ما در اين نوشتار سخنان امام على (ع) است.
فصل اول: مفهومشناسى مردمسالارى دينى
١- معناى لغوى مردمسالارى
واژه مردمسالارى كه بهتازگى وارد فرهنگ سياسى، اجتماعى ايران اسلامى شده، معنايى واضح و روشن دارد و آن را حق حاكميت مردم در تعيين سرنوشت سياسى و اجتماعى خود ذكر كردهاند. معادل انگليسى مردمسالارى «دموكراسى»(Democracy) و معادل يونانى آن را «دموسكراتوس»(Demokratos) است.
مردمسالارى در اصطلاح:
مردمسالارى در حوزه امور سياسى و اجتماعى اشاره به حقى دارد كه شهروندان يك كشور براى مشاركت آزادانه در تصميمهاى سياسى و برخوردارى از فرصتهاى مساوى در امور اجتماعى دارند.
در نظام مردمسالار، مردم در اداره امور جامعه، عزل و نصب حاكمان، نظارت بر حكومت، ذىحق و توانا هستند. رأى اكثريت مظهر اراده عمومى است و همه مردم در برابر قانون برابرند. در اين نظام آزادى عقايد، بيان انديشه، اديان و مطبوعات وجود دارد و احزاب آزادند و امكان رقابت در رسيدن به قدرت را دارند.
شيوه مردمسالارى امروزه از محدوده عالم سياست فراتر رفته و در سازمانهاى