مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٨٥
عدل جريان امور را در مجراى طبيعى خود قرار مىدهد اما جود باعث خروج آنها از مجراى طبيعى خويش است.
اصولًا حضرت امير يكى از كارويژههاى حكومت خويش را پس از اصرار مردم و بيعتشان با آن حضرت تحقق عدالت مىداند و مىفرمايد: «اگر اين بيعتكنندگان نبودند و ياران، حجت بر من تمام نمىكردند و خدا علما را نفرموده بود تا ستمكار شكمباره را برنتابند و به يارى گرسنگان ستمديده بشتابند، رشته اين كار (حكومت) را از دست مىگذاشتم و پايانش را چون آغازش مىانگاشتم» (همان، ص ١١، خطبه ٣). در حالى كه در نظامهاى غير دينى تبعيض، رفيق بازى، باندبازى و دهانها را با لقمههاى بزرگ بستن و دوختن همواره ابزار لازم سياست قلمداد شده و مىشود. در نظام حكومت علوى مهمترين دشمنيها با اين مفاهيم و مقولات است و هدف و ايده اش مبارزه با اين نوع سياست بازيها است و كار حكومت بر مدار عدالت و تساوى همگان در حقوق و نفى تبعيضات نژادى، زبانى و اقتصادى و نسبى است.
توجه به عدالت و رعايت حقوق عمومى از سوى حضرت امير (ع) به ويژه در مورد نزديكان خود شاهكار حكومت مردمسالار علوى است. قصه برخورد قاطعانه او با برادرش عقيل و دخترش زينب مشهور است و شنيدنى. يا در مورد امام حسن (ع) كه از قنبر به اندازه سهم خويش (به دليل ورود ميهمان به خانهاش) مقدارى عسل (از بيتالمال) برداشته بود كه پس از مدتى امام على متوجه شدند و فرمودند حسن را حاضر كنيد و چون امام حسن آمد حضرت فرمود: پسرم هنوز مسلمين حقوق و سهم خود را نبردهاند، توچرا بردى؟ اگر نديده بودم كه رسول خدا (ص) دندان ثناياى تو را مىبوسيد، تو را تأديب مىكردم (مجلسى، ١٣٦٨، ج ٣٢، ص ٢٧، روايت ٩، باب ١). سپس حضرت پول به قنبر داد تا قدرى عسل بهتر از آن عسل بخرد و در جاى آن بگذارد.
در تاريخ طبرى آمده است: روزى حضرت على (ع) از بيرون شهر صدايى شنيد كه كمك مىطلبيد. نزديك شد و دو نفر را در حال مشاجره ديد، پس از پرس وجو معلوم شد شخصى پيراهنى به نه درهم فروخته و خريدار پول تقلبى به وى داده و يك سيلى هم به او زده است. حضرت ابتدا دستور داد پولها را عوض كند و به