مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٦٣
خداوند در زمين بدانيم و آيات ياد شده به ويژه آيه سوره مباركه بقره را دال بر خلافت انسان بر زمين ببينم، اين سؤال مطرح است كه چگونه مردمسالارى دينى از آن حاصل مىشود، در تقريب آيتاللَّه منتظرى دلالت آيه بر مقصود مىنويسد:
«لازمه اطلاق خلافت از خداوند در زمين آن است كه انسان در تصرف تكوينى و تشريعى بر زمين مجاز باشد تصرف تكوينى با احياء و رويش زمين و تصرّف تشريعى با حكومت كردن بر زمين است». (منتظرى، پيشين، ج ١، صص ٥- ١)
و به تقريبى ديگر: «اگر خلافت صفت مردم يا جامعه باشد، پس اين آيات اشاره دارد كه رهبرى از طريق انتخابات برگزيده مىشود، چرا كه معناى خلافت عمومى مردم آن است كه خود بر خود حكم برانند و اين راهى جز انتخابات ندارد». (ر. ك. به:
حائرى، ١٤١٦، ص ٤٨)
ولى در مقابل استاد مصباح يزدى اشكال زير را طرح كرده است: «اگر به يك معنا همه مردم خليفةاللَّه باشند باز نمىتوان گفت كه مراد از خلافت حكومت است؛ زيرا اگر منظور از حاكم بودن هر انسان حكومت اوست بر خودش، چنين امرى لغو است و اگر منظور حكومت اوست بر ديگران، نتيجهاش اين مىشود كه همه آدميان بر همه آدميان حاكم باشند، جانشينى خداى متعال در آباد كردن زمين يا جانشينى او در مختار بودن و داشتن اراده آزاد است و آنجا كه استخلاف در زمين به معناى حكومت و فرمان روايى آمده از آغاز دايره آن محدود و مشخص شده است و شامل همه انسانها نمىشود». (ر. ك. به: مصباحيزدى، پيشين، ص ٢٢٤)
به نظر مىرسد اشكال مبتنى بر اين پندار است كه مقصود از خلافت انسان بر روى زمين آن است كه انسانهاى ناصالح به رهبرى برگزيده شوند و لذا ايشان در ادامه سخن خود يكى از آيات استخلاف را آورده است و ضمن تأييد ضمنى مفهوم تشريعى استخلاف از جانب خداوند موضوع آن را «الذين آمنوا و عملو الصالحات» دانسته است. (همان. اشاره به آيه ٥٥ سوره ثور)
در حالى كه در مردمسالارى دينى هرگز مقصود آن نيست كه افراد ناصالح و بىايمان خليفه خداوند بر روى زمين باشند و همه انسانها كه نشانى از خلافت الهى را دارند (حداقل شأن و اختيار و اراده) تلاش مىكنند به عنوان مظهرى از خلافتاللَّه