مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٦١
الصادق البلعيد، القرآن و التشريع، ص ٢٣٤)[١] در مقابل نيز طبرى در دو روايتى كه ذكر كرده است خلافت را به معناى حاكميت و مالكيت و فرمانروايى زمين دانسته است. (طبرى، تفسير طبرى، ج ١٢، ص ١٨٠)
علامه طباطبايى نيز درباره داوود آورده است: «ظاهر خلافت خلافةاللَّه است.
پس با آنچه در آيه و اذ قال ربك للملائكه انى جاعل فى الارض خليفه (بقره، ٣٠) آمده، منطبق است. از شأن خلافت است كه خليفه با اوصاف و كارهايش از كسى كه او را جانشين كرده، حكايت كند. پس خليفةاللَّه در زمين بايد كه به اخلاق خدايى متخلق شود، آنچه خدا اراده مىكند اراده نمايد و انجام دهد و قضاى الهى را به انجام رساند و از راه خدايى تجاوز نكند. به همين جهت فاحكم بين الناس بالحق را بر آن متفرع كرده است. (طباطبايى، بىتا، ج ١٧، صص ١٩٥- ١٩٤)
ولى روشن است كه آيه سوره «ص» تنها در شأن داود است و نصب الهى داود را مىرساند، ولى درباره حضرت آدم نسبت به اينكه مراد از جعل خلافت در زمين چيست اختلاف است. شيخ طوسى در تفسير معانى شش گانه ١- خلافت و جانشينى از گذشتگان ٢- جانشينى آدم و ذريه او از ملائكة ٣- جانشينى از اجنّه ٤- جانشينى بعضى از اولاد آدم از بعضى ديگر ٥- جانشينى از خداوند در حكم كردن به حق ميان مردم (در حق آدم و فرزندان او ٦- جانشينى در روياندن زمين و درختها و راه انداختن چشمهها اشاره كرده است و معناى پنجم را به ابن مسعود نسبت داده
[١] - وى در اين باره مىنويسد: كلمه خليفه گرچه در فقه تقليدى زيادى از قرن هفتم تا به حال شده است، ولى تنها دوبار در قرآن آمده و در معناى سياسى هم استعمال مىشود و داراى بار سياسى زيادى گشته است و مفهوم كليدى انديشه سياسى تقليدى از قرن هفتم تا به حال شده است، ولى تنها دوبار در قرآن آمده و در معناى سياسى هم استعمال نشده است. يكى در آيه ٣٠ سوره بقره درباره حضرت آدم كه اشاره به شخص دارد و نه به يك مفهوم كلى و ديگر در آيه ٣٨ سوره ص كه اشاره به صفت واضحى براى داود پيامبر الهى دارد و به ويژگىهاى او ارتباط دارد، پس خلافت معناى ضيق دارد و رابطه خدا و رسولش را كه همان نبوت و رسالت است بيان مىكند و هيچ ربطى به معناى دنيوى ندارد. دكتر مهدى حائرى نيز مىنويسد: خليفه در قرآن دو معنا دارد: يكى به معناى مظهر و نشانه و ديگرى به معناى نماينده تام الاختيار است و معناى تاريخى آن يك پديده دنيايى و غيرالهى است كه مردم با كسانى بيعت مىكنند، اين معنا ربطى به ولايت ندارد.( حكمت و حكومت، ص ١٧٩).