مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٥٣
نقش موثرى در گزينش رهبرى دولت اسلامى دارند به طورى كه مشروعيت دولت اسلامى در عصر غيبت بدون موافقت مردم مورد ترديد قرار مىگيرد. بعضى از افراد پيش گفته دلايل خود را ذكر نكردهاند و بعضى دلايل خود را به تفصيل يا به اجمال ذكر كردهاند. بدون تحليل و توجه به اختصاصات هر نظريه در اين مجال دلايل قرآنى كه مردمسالارى دينى در عصر غيبت يا دخالت رأى مردم در مشروعيت رئيس دولت اسلامى را به تعبير ديگر اثبات مىكند مرور مىكنيم.
١- اطلاق آيه و امر هم شورى بينهم
«والذين يجتنبون كبائرالاثم والفواحش واذا ماغضبواهم يغفرون والذيناستجابوا لربهم و اقاموا الصلوة و امرهم شورى بينهم و مما رزقناهم ينفقون» (شورى، ٣٨- ٣٧)
«و كسانى كه از گناهان بزرگ و زشتكاريها خود را به دور مىدارند و چون به خشم در مىآيند در مىگذرند. و كسانى كه (نداى) پروردگارشان را پاسخ (مثبت) داده و نماز برپا كردهاند و كارشان در ميانشان مشورت است و از آنچه روزيشان دادهايم انفاق مىكنند.»
استدلال به آيه براى اثبات مردمسالارى دينى در انتخاب موثر مردم نسبت به گزينش رهبر دولت اسلامى نيازمند اثبات امورى است. اول آنكه مفهوم امر به گونهاى است كه شامل امور حكومتى كلان مىگردد يا به آن اختصاص دارد.
آيا آيه شريفه شامل انتخاب رئيس حكومت هم مىشود؟ بعضى از كسانى كه «امرهم» را شامل امور حكومتى دانستهاند در اطلاق آن ترديد كرده يا آن را باطل دانستهاند. چند اشكال عمده در اينجا وجود دارد.
اشكال اول: در زمان نزول آيهشريفه، مشروعيت حكومتاسلامى به نصّ بوده نه بر شورى؛ اين نكته قرينهاست كه نمىتواند آيهشريفه در مدلول خود ولايت متخذ از شوراى مسلمين را شامل شود. و مدلول آيه هر چه باشد اين حوزه را شامل نمىشود.
پاسخ: اگر مراد مستشكل آن است كه با وجود «نص» راهى براى «شورا» باقى نمىماند، صحيح است و كسى نيز چنين استنباط نكرده است، ولى اگر مقصود آن است كه مدلول آيه خاص است، اين مطلب پذيرفتنى نيست، اينجا مصداقى از خروج