مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٥
چون در نتيجه آن بيشتر جامعه چيزى از دست مىدهد تا به دست آورد. پس در اين جامعه قانون در خدمت انسان و كرامت اوست و آزادى مشيت الهى تلقى مىشود.
بنابراين، از ديد دوتوكويل آزادى و مساوات براى كمال انسان است و نقش دين در آن محور است. (آرون، ١٣٦٩، ج ٢، ص ٥٦٩)
اگر دقت شود اين مفهوم از آزادى با معناى خليفةاللهى ما نزديك است. انسان نماينده خدا در مديريت و اداره زمين است و كمال او به تبعيت از خدا بازمىگردد و سرّ آزادى او از غيرخداست. در واقع؛ آزادى محصول نيك خليفةاللهى است.
آزادى حاصل از بنده خدا بودن، همان آزادى مثبت (آزادى براى) است كه آيزا برلين در تفكيك آزادى (مثبت و منفى) آزادى به معناى انجام دادن يا انجام ندادن كارى عنوان مىكند؛ يعنى او نيز از خليفةاللهى، آزادى در زمين را برداشت مىكند و آن، همان حرّيت بشر در زمين است كه خدا بشر را در زمين آزاد رها كرد و بر گردن او چيزى در قبال آن نگذاشت. آزادى در ديد دوتوكويل و آيزا برلين ريشه كاتوليك مسيحى (دينى) دارد كه با آزادى درونى مىتوان به آزادى بيرونى دست يافت. (برلين، ١٣٦٤، صص ٥٠- ٤٠)
ب- حقوق سياسى- مدنى (آزاديها و ...) در نهجالبلاغه:
يكى ديگر از ويژگيهاى جامعه سياسى مطلوب در نهجالبلاغه، جامعهاى است كه در آن آزاديهاى سياسى- اجتماعى باشد. آزادى از منظر امام (ع) امتيازى نيست كه رهبران سياسى به مردم بدهند كه معتقدند انسان آزاد آفريده شده و در تمام مراحل زندگى خود آزاد است. منظور امام (ع) از آزادى، آزاد ساختن شخصيت و روح افراد از قيد و بند ضعف و زبونى است. در اين زمينه در نامه ٣١ مىفرمايد: بنده ديگرى مباش كه خدا تو را آزاد آفريد (نهجالبلاغه، ١٣٧٩، ص ٥٣٣) كه تأييدى بر آزادى فكر و عمل انسان در جامعه است. در مورد آزادى مردم در برابر حكومت در خطبه ٢٠٨ مىفرمايد: من نمى توانم شما را به راهى كه دوست نداريد اجبار كنم. (همان، ص ٤٣١)
در زمينه حق آزادى بيان مردم در جامعه و برابر حاكمان و لزوم پايبندى حكومت به اجراى اين حق در خطبه ٢١٦ مىفرمايد: «پس با من چنانكه با پادشاهان سركش سخن مىگويند حرف نزنيد و چنانكه از آدمهاى خشمگين كناره