مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٢٢
٢- ٣- انواع آزادى و محدودههاى آن از ديدگاه على (ع)
آزادى از نظر اسلام، پيش از آنكه يك پديده اجتماعى و سياسى باشد داراى منشأ فطرى و درونى است؛ زيرا خدواند بزرگ اين وديعه ارزشمند را در ساختمان وجودى انسان قرار داده و بر اساس آن از آدميان مسئوليت خواسته است. به همين علّت در برنامه كلّى پروردگار براى بشر مسئله تشويق و تنبيه و ثواب و عقاب مدّ نظر قرار گرفته و هر كس به فراخور نوع استفاده خود از آزادى و اختيار، يكى از آن دو برخورد را نصيب خويش خواهد ساخت.
مرحوم علامه طباطبايى درباره آزادى و نقش آن در كردار انسانها مىنويسد:
«معناى اين كلمه (آزادى) از دير زمان در فكر و ذهن آدم جلوه داشته و در افق آرزوهاى او مىدرخشيده است و اين معنى ناشى از يك اصل طبيعى و تكوينى است كه به نام اراده در نهاد انسان به وديعه گذاشته شده است. و همين اراده است كه انسانها را به عمل وادار مىكند و اين يك حالت روحى و باطنى است كه از كار انداختن و سركوب آن موجب از بين رفتن حس و شعور و بالاخره انسانيت خواهد بود. چيزى كه هست اينكه چون انسان موجودى اجتماعى است طبعاً به سوى اجتماع سوق داده شده و انسان به موجب اجتماعى بودن هميشه اراده و افعال خود را در ضمن اراده و افعال ديگران قرار داده و همين معنى موجب شده كه در برابر قانون خضوع نموده و تسليم باشد». (طباطبايى، ١٣٥٩، ج ٤، ص ١١٦)
اميرمؤمنان على (ع) به عنوان قرآن ناطق و تعيين كننده واقعى دين اسلام روح آزادى و احترام به حقوق ديگران و انواع آزادى را در دوران زندگانى و حكومت خود به رسميت شناخته و در مكتب و نظام سياسى حكومتى خويش و فرماندارانش نهادينه كرده بود. از آنجا كه وجود آزادى يكى از شاخصهاى مردمسالارى است در اين قسمت به منظور آشنايى هر چه بيشتر با انديشه و رفتار آن آزادمرد ميدان پاكى و دادگرى، به ابعاد مختلف آزادى سياسى و اجتماعى از ديدگاه ايشان مىپردازيم:
١- ٢- ٣- آزادى در بيعت:
در روز ١٨ هيجدهم ذى حجه سال ٣٥ هجرى قمرى پس از كشته شدن عثمان مهاجران و انصار و نمايندگان شهرهاى مصر، كوفه و بصره كه در مدينه گرد آمده بودند با اشتياق فراوان به سوى امير مؤمنان شتافتند، با آنكه