مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢١٩
عزمت راسخ شد ديگر دغدغه احتمال خطا را كنار بگذار به خداوند توكل نما، نه اينكه هر گاه خودت تصميم گرفتى به شور مردم اعتنا نكن (ر. ك. به: كتاب نقد، ش ٢١- ٢٠، صص ٢٥١- ٢٤٩ و شماره ٨، ص ٣٠٤). البته نظر بسيارى از مفسران ديگر قرآن كريم نيز همين است. (ر. ك. به: مكارم شيرازى، ج ٣، ص ٩١٤٨)
٦- ١- ٣- استيضاح:
از ديگر نمونههاى مشاركت مردم در امر حكومت و از حقوق اساسى آنان، سؤال و استيضاح از نخبگان سياسى جامعه است. پاسخگو بودن نسبت به اعمال و پذيرش حق استيضاح در واقع از تبعات تقبل مسئوليت است. بدون شك آرمان اسلام اين است كه مردم به آن حد از ورع و تقوى برسند كه به سبب ترس از خدا و روز جزا مرتكب خلافى نشوند. و اين شيوه داراى بالاترين ارزش اخلاقى است.
پاسخگو بودن رهبران و مديران در مقابل مردم هيچ گونه تعارضى با پاسخگويى آنان در مقابل خداوند تعالى ندارد و اين دو در طول هم و مكمل يكديگرند. كسى كه براى خداوند كه تا «مثقال ذره شرّاً يره» (زلزال، ٧) حساب مىكند و به اسرار غيب آگاه است پاسخ دارد به مراتب آسانتر مىتواند درباره عملكرد خود به مردم پاسخ دهد. بنابراين، هيچ دليلى براى امتناع و سر باز زدن وجود ندارد. امام على (ع) نيز به يكى از عاملان خود كه احتمال خيانتش در بيتالمال مىرفت نوشت: «حساب خود را به من باز پس بده و بدان كه حساب خدا بزرگتر از حساب مردمان است» (نهجالبلاغه، نامه ٤٠)؛ يعنى از نظر امام (ع) پاسخگويى هر مسئولى به دو شكل بايد صورت بگيرد: يكى در مقابل خلق و ديگرى در مقابل خالق.
امام (ع) به پسرعمويش والى مكه كه خيانت كرده بود، پس از تقبيح اعمالش، هشدار مىدهد كه اموال مسلمانان را باز گرداند و تهديد مىكند كه اگر چنين نكند و به او دست يابد شديدترين مجازاتها را در موردش اعمال خواهد كرد و در پايان اين هشدار، مرگ و قيامت را به او متذكر شده و قبر را به يادش مىآورد كه ستمكار با دريغ فرياد مىكشد و آرزوى بازگشت دارد ولى جاى گريختن نيست. اين عملكرد حضرت (ع) نشان مىدهد در يك حكومت دينى كه همه به خداوند و قرآن و روز جزا ايمان دارند نمىتوان به صرف اعتماد يا حواله كردن خاطيان به روز قيامت