مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢١٧
مىكوشيد فرهنگ نقدپذيرى را در جهت احقاق حق و عدالت در جامعه بنيان گذارد.
امام (ع) خطاب به حاكم مصر مىفرمايد: «و آن كس را بر ديگران بگزين كه سخن تلخ حق را به تو بيشتر گويد و در آنچه كنى يا گويى و خدا آن را از دوستانش ناپسند دارد كمتر ياريت كند». (همان، ص ٣٢٨، نامه ٥٣)
اگر چه مردم و متفكران و انديشمندان جامعه بايد انتقادات خود و حقايق تلخ جامعه را به زمامداران گوشزد كنند، اما اين واليان و حاكمان جامعه هستند كه بايد اجازة انتقاد و بيان ايرادات و اشكالات و سخنان تلخ حق را به مردم بدهند و حتى همانند حضرت على (ع) آنان را تشويق به اين كار كنند. حضرت بر آن است كه حاكم به هيچ وجه نبايد رابطه مستقيم خود را با مردم قطع كند، چون آفات بسيار دارد كه ذكر برخى از آنها گذشت هرچه ارتباط مستقيم زمامداران با مردم كمتر باشد و مردم كمتر انتقادات و مشكلات جامعه را مطرح كنند ضربهاى كه به حكومت و نظام سياسى وارد مىشود، بيشتر خواهد بود.
نبايد چنين تصور كرد كه تذكرات مردم به رهبران و حاكمان، بيان حقايق تلخ در نزد آنان و حتى انتقاد از نظام سياسى و رهبران جامعه جزء مسائل منفى جامعه است، بلكه موارد مذكور نشانگر پويايى و زنده بودن يك جامعه و بلوغ فكرى، فرهنگى و علمى آن است. چون حضرت على (ع) بر آن است كه زمانى مردم به نصيحت و خيرخواهى و بيان انتقاد از نظام سياسى و رهبرانشان روى مىآورند كه دوام حكومت آنان را خواهانند و دوست دارند با رفع عيوب و نقايص نظام سياسى به حيات خود ادامه دهند.
از اين رو فرمود: «نافرمانى از دستور نصيحت كننده مهربان داناى با تجربه موجب حسرت و اندوه مىگردد و پشيمانى به بار مىآورد». (مكارم شيرازى، ١٣٧٩، ج ٢، ص ٣٥٩)
٥- ١- ٣- مشورت:
اميرالمؤمنين (ع) مكرراً در نهجالبلاغه موضوع مشورت را با اهميت جدى بيان كرده است، از آن جمله فرمودهاند: «مرا در مقابل وظيفهاى كه انجام داده ام سپاس خوشايند ننماييد، آزاد ساختن شخصيت از چنگال تمايلات و