مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢١٦
همان گونه كه ملاحظه مىشود اگر آزادى بيان و انتقاد- حتى اگر چه تلخ و گزنده باشد- از نظر آن بزرگوار مشروعيت نداشت سفارش به همنشينى فرهيختگان و دانشمندان كارى بيهوده بود و حال آنكه از ساحت مقدس حضرت امير (ع) بعيد و بلكه غيرممكن است كه به عبث فرمان براند.
در خطبه ٢١٦ مىفرمايد:
«از گفتن حق يا رأى زدن درعدالت باز نايستيد كه من نه برتر از آنم كه خطا كنم و نه در كار خويش از خطا ايمنم، مگر اينكه خدا مرا در كار نفس كفايت كند كه او از من بر آن تواناتر است». (همان، خطبه ٢١٦)
حضرت على (ع) زشتترين خوى حاكمان و رهبران را دلخوش داشتن به ستايش و تمجيد از آنها مىداند، چرا كه از آثار مخرّب آن در نظام سياسى و جامعه به خوبى آگاه است. اگر فرهنگ عمومى جامعه به تعريف و تعظيم و ستايش حاكمان و رهبران گرايش پيدا كرد چنين فرهنگى ويژگى منتقدانه خود را از دست مىدهد و اجازة هيچ انتقادى را به منتقدان صالح نخواهد داد و اگر رهبران جامعه به تكريم و ستايش مردم عادت كردند در مقابل كوچكترين انتقاد و اعتراضى بر مىآشوبند و آن را برتابند و همچنان انتظار تعريف و تمجيد دارند. البته شنيدن انتقاد و سخن حق تلخ است، اما كسى كه شنيدن سخن حق را تحمل نكند چگونه قادر خواهد بود حق و عدالت را اجرا كند و چگونه مىخواهد حقوق مردم را ادا كند. حضرت در اين زمينه مىفرمايد: «و بسا مردم كه ستايش را دوست دارند، از آن پس كه در كارى كوشش آرند، ليكن مرا به نيكى مستاييد تا از عهده حقوقى كه مانده است برآيم و واجبها كه برگردنم باقى است ادا نمايم، پس با من چنان كه با سركشان گويند سخن مگوييد و چونان كه با تيزخويان كنند از من كناره مجوييد، و با ظاهرآرايى آميزش مداريد و شنيدن حق را بر من سنگين مپنداريد، و نخواهم مرا بزرگ انگاريد و چه آن كس كه شنيدن سخن حق او را گران افتد و نمودن عدالت بر وى دشوار بود، كار به حق و عدالت كردن بر او دشوارتر است».
حضرت على (ع)، علاوه بر اينكه درباره خود هر گونه ستايش و تمجيد را منع مىفرمود و به مردم سفارش مىكرد كه سخن حق را به ايشان گوشزد كند، بسيار