مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٠٩
آن از جانب خداوند؛ و مقبوليت و از قوه به فعل رسيدن آن توسط مردم حاصل مىآيد. (ر. ك. به: طاهرى خرمآبادى، ١٣٦٠، صص ٨٨- ٨٤)
با اين توضيح باز هم همانگونه كه ملاحظه مىشود جايگاه مردم و مشاركت عمومى در حاكميت اسلامى از چنان اهميتى برخوردار است كه به فرموده مقام معظم رهبرى حضرت آيه اللَّه خامنهاى مىتوان به آن عنوان «مردمسالارى دينى» (ر. ك. به: روزنامه كيهان، ٢٩ آبان ١٣٧٩) داد و روابط تنگاتنگ جمهوريت و اسلاميت را ملاحظه كرد. بدين لحاظ بىمناسبت نيست كه توضيح مختصر و جامع استاد مطهرى را در تبيين مفهوم جمهورى اسلامى مرور نمايم كه فرمود: «جمهورى اسلامى از دو كلمه مركب شده است كلمه جمهورى و كلمه اسلامى. كلمه جمهورى شكل حكومت پيشنهاد شده را مشخص مىكند و كلمه اسلامى محتواى آن را ....
همانطور كه عرض كردم، مسئله جمهورى مربوط است به شكل حكومت كه مستلزم نوعى دموكراسى است. يعنى مردم حق دارند سرنوشت خود را خودشان در دست بگيرند و اين ملازم با اين نيست كه مردم خود را از گرايش به يك مكتب و يك ايدئولوژى و از التزام و تعهد به يك مكتب معاف بشمارند». (مطهرى، ١٣٥٨، صص ٨١، ٧٩)
در اينجا ذكر اين نكته لازم است كه تمامى نظامهاى سياسى جهان حتى دموكراتيكترين آنها نيز به نوعى تحت تأثير يك ايدئولوژى مىباشند و اين امر اختصاص به جمهورى اسلامى ايران ندارد.
نتيجه اينكه چون هم مردم در نظام اسلامى و استمرار حاكميت دينى (به صورت شركت در انتخابات يا بيعت و مانند آن) داراى نقش بسيار برجسته و مؤثرى هستند.
هم نظام اسلامى آزاديهاى فردى و اجتماعى مشروع را به رسميت مىشناسد و هيچ كسى حتى پيامبر (ص) و امام معصوم نيز حق تحميل خود را بر جامعه ندارد (ر. ك. به:
عميد زنجانى، ١٣٦٧، ج ٢، ص ٢١١ و نيز: امام خمينى، ١٣٥٧، ج ١٠، ص ١٨١، ج ١١، ص ٣٤) و پاسدارى از منافع و مصالح دنيوى و اخروى مردم را وظيفه خود مىداند، مىتوان حكومت اسلامى را «مردمسالارى دينى» نامگذارى كرد كه از يك سو مزاياى مثبت حكومتهاى دموكراتيك را در خود دارد و از سوى ديگر با حذف و اصلاح