مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٠٥
(كاتوزيان، ١٣٥٢، ج ١، صص ٣٠- ٢٦). اين كارايى در «منطقه الفراغ» و امورى كه شرع مقدس اصلًا متعرض آنها نشده به صورت آشكارترى خود را نشان داده و در قانونگذارى تأثير واقعاً بسزايى خواهد داشت. (ر. ك. به: صدر، ١٣٦٠، ج ٢، صص ٣٤- ٣٣)
٣- ١- ٢- حاكميت اسلامى و پاسدارى از منافع و مصالح مردم:
حاكميت اسلامى پاسدار منافع و مصالح مردم است. و به همين سبب بيشتر از آنكه حكمرانى و صدور دستورات در موردش صادق باشد مديريت و خدمتگذارى نسبت به اسلام و مسلمين را بر عهده دارد و تأمين سعادت دنيوى و اخروى مردم را همزمان و با هم در نظر مىگيرد و تنها به منفعت دنيايى و تأمين لذت هر چه بيشتر براى شهروندان خود مىانديشد و لذا همواره خود را حافظ منافع و مصالح مادى و معنوى مردم مىداند.
از اين رو ممكن است تمايلات و خواستههاى مردم را، هر چند داراى بيشترين طرفدار هم باشد، در صورت تضاد با مصالح واقعى آنها بر نتابيده و نامشروع بداند؛ چرا كه به فرموده قرآن كريم «عسى ان تحبّوا شئى و هو كره لكم» (بقره، ١١٦)؛ چه بسا شما چيزى را دوست بداريد كه براى تان خوب نباشد.
٤- ١- ٢- روشن بودن جايگاه و وظايف انسان در دين:
كارى كه دين انجام داده اين است كه تكليف همه مردم را در همه زمانها روشن كرده و قوانين كلّى را بيان داشته است، ولى موارد جزيى به خود مردم واگذاشته شده است تا به وسيله اجتهاد و عقل به پيش بروند و بر مقياس اصول كليّه، فروع و امور جزئيه را كشف و استباط كنند (نوايى، ١٣٨١، ص ٧٦) و اين مطلب طبق فرمايش اميرمؤمنان على (ع) يك كار عمده از سوى پرودگار عالم است كه به عنوان لطف و رحمتشامل بندگان خود كرده است: «در جايى كه خداوند سكوت كرده به دليل نسيان و فراموشى نبوده، بلكه از راه تفضل و رحمتش بوده است». (صبحىصالح، نهجالبلاغه، خبر ١٣٠)
استاد شهيد آيه اللَّه مطهرى در همين زمينه مىفرمايد: «اين نكته را توجه داشته باشيد كه بعضيها جمود به خرج مىدهند. خيال مىكنند كه چون دين اسلام، دين جامعى است پس بايد در جزئيات هم تكليف معينى روشن كرده باشد. نه، اينطور نيست، يك حساب ديگرى در اسلام است. اتفاقاً جامعيت اسلام ايجاب مىكند كه اساساً در بسيارى از امور دستور نداشته باشد نه اينكه هيچ دستورى نداشته باشد، بلكه