مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٠٣
٢- مردمسالارى دينى و تفاوتهاى آن با ديگر نظامها
مردمسالارى دينى كه به فرموده رهبر انقلاب «حرف نو و جديدى است كه توجه بسيارى از ملتها، شخصيتها و روشنفكران عالم را به سوى خود جلب كرده است (روزنامه كيهان، ٢٩ آبان ١٣٧٩) و بهترين مارك و روش براى آگاهى دولتمردان نظام اسلامى از وظايف خود است (روزنامه جمهورىاسلامى، ١٣ آذر ١٣٧٩)»، محورىترين بحث اين پژوهش است كه در اين بخش به آن پرداخته خواهد شد.
١- ٢- مفهوم مردمسالارى دينى و امكان تحقق آن
همانگونه كه در فصل اول نيز گذشت اگر معناى واقعى كلمه «دموكراسى» «دقيقاً همان «مردمسالارى» نباشد، شكى در اين نيست كه نزديكترين واژه به اين اصطلاح يونانى است كه مىتوان در زبان فارسى آن را استعمال كرد. از طرف ديگر لغت دين در اينجا به معنى تمامى آموزهها، احكام و دستورات الهى است كه براى هدايت و تكامل انسانها بر پيغمبران و رسولان حضرت حق نازل شده و محدود به تبيين چگونگى «روابط انسان با خدا» نمىباشد.
با اين توضيح، آنچه در نگاه اول به نظر مىآيد اين است كه وجود مقولهاى به عنوان «مردمسالارى دينى» عقلًا و عملًا ممكن نيست؛ زيرا به محض حضور دين در حكومت، مردم ديگر سالار نخواهند بود، بلكه دين يا به عبارت بهتر خدا، سالار خواهد شد. و در چنين دينى كه براى تمام زواياى زندگى فردى و اجتماعى انسانها برنامه دارد و جز قانون الهى قانون ديگرى را به رسميت نمىشناسد جايى براى حضور و مشاركت مردم باقى نخواهد ماند، لكن چنانچه با نگاهى دقيقتر به مسئله بنگريم و مصداق دين را هم آخرين و كاملترين آنها؛ يعنى اسلام در نظر بگيريم ديدگاه ما در مورد اين موضوع به گونه ديگرى خواهد شد كه براى رسيدن به اين مطلب نكات زير را پى مىگيريم:
١- ١- ٢- تفاوت انسانشناسى در اسلام با ديگر مكاتب:
در نظامهاى جديد مانند اومانسيم، انسانمحورى به معنى مقدم داشتن خواستها، غرايز و اميال انسان چه به لحاظ فردى و چه به لحاظ جمعى، بر هر چيز ديگر حتى خداوند و دستورات او نقش تعيين كننده و محورى را به عهده دارد. به همين خاطر براى پاسخگويى به