مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٠١
يابند. زمانى هم معناى محدودى از آن مىتوان مشاهده كرد و آن هنگامى است كه تنها شركت آزادانه و مشاركت آنها در كنترل سياسى جامعه يا همان تعليمات سياسى جامعه چه به طور مستقيم يا غير مستقيم مد نظر باشد (اولادى، ١٣٧٧، ص ٢٧٠)
پارهاى از مشخصههاى حكومت مردمسالارى عبارتند از:
همگانى بودن مشاركت؛
وجود آزاديها؛
چندگانگى سياسى؛
حكومت اكثريت و احترام به اقليت؛
برابرى مردم (تساوى حقوقى افراد)؛
توزيع خردمندانه قدرت.
٦- ١- حق
معناى لغوى حق، راست و درست، ضد باطل، يقين، عدل، نصيب، بهره از چيزى و نيز يكى از نامهاى بارىتعالى است (عميد، ١٣٦٩، ص ٥٦٨) و در اصطلاح، اختيار و تسلطى است كه براى شخص در روابط او با ديگران ايجاد مىشود. (كاتوزيان، ١٣٧٦، ص ٢٥٠)
از آنجا كه براى حق، در هر نظام حقوقى معناى خاصى ملحوظ شده، تعاريف متفاوتى از آن بيان شده است، ولى به نظر مىآيد، تعريف ذيل تا اندازهاى كاملتر باشد؛ زيرا: «حق عبارت است از سطله، برترى، امتياز شخصى نسبت به شخص ديگر يا شىاى ديگر، گويند كه عقل حمايت از آن را مىپذيرد». (نصوحيان، ١٣٨٠، ص ٧٨)
در مورد مبانى ايجاد حق مىتوان به موارد زير اشاره كرد:
الف) طبيعت:
يعنى، حكومتها حق طبيعى انسانها را به رسميت شناختهاند.
ب) اراده:
افراد با همت و اراده خود به دليل سرشت كمالطلب خود، در عالم طبيعت درصدد تسخير ساير موجودات مىباشند كه پس از كسب آنها برايشان مالكيت ايجاد مىشود.
ج) دستورات الهى و قوانين و مقررات موضوعه:
اركان اساسى حق نيز عبارتند