مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٠٠
گويا واژه حاكميت به معناى فوق، نخستينبار توسط «ژان بدن» انديشمند فرانسوى (قرن ١٦) در حوزه علوم سياسى وارد شده است او در كتاب معروف خود به نام «شش كتاب جمهورى» مىگويد: «حاكميت قدرت مطلق و لايزال دولتها است كه هيچ قدرتى و مقامى جز اراده خداوند نمىتوان آن را محدود كند و حاكميت صفت خاص دولت است كه ساير گروههاى اجتماعى فاقد آن مىباشند و دولت بدون حاكميت مثل كشتى بدون سكان و دستگاه هدايت است». (مدنى، ج ٢، ص ١١)
٥- ١- دموكراسى يا مردمسالارى
دموكراسى يك اصطلاح سياسى قديمى است كه از دو كلمه يونانى «دموس» به معناى مردم و «كراتيا» به معناى حاكميت تشكيل شده و روى هم رفته به معنى حكومت مردم است.
ابوالفضل قاضى در تعريف دموكراسى مىگويد: «شايد بهترين عبارت براى مردمسالارى، حكومت مردم توسط مردم و براى مردم باشد». در اين فرمول چگونگى شكل حكومت، عامل به وجود آوردنده آن و هدف نهايى خلاصه شده است. (قاضى، ١٣٦١، ج اول، صص ٧٥٩- ٧٥٨)
نكته ديگرى كه بايد به آن اشاره شود اين است كه چون برخى از دانشمندان علم حقوق و سياست، واژه مردمسالارى را به جاى دموكراسى به كار بردهاند نشان از نزديك بودن مفهوم اين دو واژه به يكديگر دارد و به كار بردن آنها را به جاى هم توجيه مىكند. (ر. ك. به: همان، ص ٧٥٢)
«دموكراسى» به معناى حاكميت مردم است و از آنجا كه مردم به ندرت اجماع دارند، دموكراسى را ميتوان حاكميت اكثريت تلقى كرد. اين برداشت از آن رو است كه اكثريت آشكارتر و شفافتر از «مردم» و به معنى بيش از نصف است و با اين بيان مىتوان تعريفى روشنتر از دموكراسى به دست داد. (مدير شانهچى، ١٣٧٧، ص ٢٤١)
به طور كلى دموكراسى را مىتوان به صورت عام يا محدود نظر داشت. عامترين معناى دموكراسى را زمانى مىتوان تصور كرد كه هدف از به كارگيرى آن برخوردارى افراد جامعه از آزادى و ارزشهاى اجتماعى بهطور يكسان باشد؛ يعنى فرصتها به گونهاى برابر در اختيار همگان قرار گرفته تا در سايه آن به تعالى دست