مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٨٨
است ... از جمله: شما را تعليم دهم تا نادان نمانيد و آدابتان بياموزم تا بدانيد». (نهجالبلاغه، خطبه ٣٤)
تربيت صحيح بنيان همه امور است و هيچ چيز به سامان درست نمىرسد جز در سايه تربيت درست. اين هدف حكومت حكيمانه مهمترين و محورىترين اقدامات را دربر مىگيرد و ساختار فرهنگى صحيح را شكل مىدهد.
چنان كه على (ع) مىفرمايد: «كمال سعادت تلاش كردن در صلاح امور همگان و تربيت جمهور مردمان است». (خوانسارى، ١٣٦٠، ج ٦، ص ٣٠).
خلاصه اينكه؛ حكومت از مردم و براى مردم است، چنانكه دين ريشه در فطرت انسانها دارد و براى مردم نهاده شده است (ر. ك به: بقره، ١٢٥، ١٥٨، ١٨٧؛ آلعمران، ٤، ٩٦؛ ابراهيم، ٥٢) و حكومت در حكم سازوكارى است براى دستيابى به ايدهآلها و هدفهاى برتر و به هيچ ترتيب غايت و نهايت آرزوى بشر نيست و نبايد باشد. چنان كه در كلام اميرالمؤمنين (ع) مشاهده گرديد، حكومت را گردونه دانستند تا در پرتو آن جامعه مهندسى شود، اقتصاد و معيشت سامان گيرد، آزادى و استقلال، عدالت و امنيت حاصل آيد و شهروندان به رغم كثرت گرايشهاى سياسى، دينى، در يك همزيستى مسالمتآميز به سوى غايتهاى خويش پيش روند و اصالت و قداست حكومت را، ساماندهى اقتصادى و استقرار قسط و عدل دانستهاند و در اين منطق است كه تقدس حكومت در استيفاى حق مردم است و حكومت در اين منطق امانتى بيش نيست كه بهانه آزمون حكمران قرار گرفته و او امينى است كه بايد امور مردم را سامان دهد و پاسخگوى حق و خلق باشد و تلاش امام در دوره زعامت خويش نيز بر اين محور بوده است تا رابطه امام و امت و دولت و رعيت را از رابطه مريد و مرادى به يك رابطه اتحاد و انتقاد تبديل نمايد و بر پايه محبت معرفت و عقلانيت اسقرار سازد.
برداشتهاى مختلف از نقش مردم
با توجه به مرورى كه بر اصل وجودى حكومت و وظايف آن شد، اين نكته به دست مىآيد كه حكومت در نگاه امام على (ع) فى نفسه هدف نبوده، بلكه براى وظايف و اختياراتى كه بر عهده دارد داراى اهميت است.